اینترنت
...
اینترنت
...
[RB:Blog_And_Post_Title]

اسلایدر

هم درنگ -عکس بختیاری- آهنگ بختیاری
هم درنگ -عکس بختیاری- آهنگ بختیاری
مریضم کرده تهنایی ★✗✔★ هم درنگ ★✗✔★ عکس بختیاری ★✗✔★ آهنگ بختیاری 
قالب وبلاگ
نويسندگان

http://s5.picofile.com/file/8146024900/IMG_20140221_WA0018.jpg


تعريف فقر


ﻓﻘﺮ يونه كه

دوتا ﺍﻟﻨﮕﻮ منه ﺩﺳﺘﺖ بوو ﻭ دوتا ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺧﺮﺍوو منه ﺩﻫوﻨﺖ.

ﻓﻘﺮ يونه كه

ﺭﻭﮊ ﻟووت ﺯي تر ز ﻧﺦ ﺩﻧﺪﻭﻧﺖ ﺗﻤﻮﻡ بوهه

ﻓﻘﺮ يونه كه

ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ بهيگ شاطلا ﻭ ﺯينه ﺻﯿﻐﻪ ﺍﯼ كر محمدقلي ز ﺣﻔﻆ بوي ﺍﻣﺎ

ﺗﺎﺭﯾﺦ مشروطه و ز سردار اسعد ﻧﺪﻭﻧﯽ.

ﻓﻘﺮ يونه

كه منه ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺁﺷﻐﺎﻝ ﺑﺮﯾﺰﯼ ﻭ ز ﺗﻤﯿﺰﯼ ﺧﯿﺎبون هاي ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﯽ.

ﻓﻘﺮ يونه كه

ﺩﻡ ز ﺩﻣﻮﮐﺮﺍﺳﯽ اﺰﻧﯽ ﻭﻟﯽ ، منه منزل ﺑﭽﻪ ﺍﺕ ﺟﺮأﺕ ﻧﮑﻨﻪ ﺯ ﺗﺮﺳﺖ ﺑﻬﺖ ﺑﮕو ﮐﻪ

 ”ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻗﺎﺏ ﻋﮑﺲ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﺍﺕه اشكنده

ﻓﻘﺮ يونه كه

ﻭﺭﺯﺵ ﻧﮑﻨﯽ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎس سي ﺗﻨﺎﺳﺐ ﺍﻧﺪﺍﻡ ز ﻏﺬﺍ ﻧﺨردن ﻭ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻭ ﺩﺍﺭﻭ ﮐﻤﮏ گري

ﻓﻘﺮ يونه كه

منه ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻓﺮﺍﻏﺘﺖ و بيكاري هات ﺑﻪ ﺟﺎ ﺳﻮحدن ﭼﺮﺑﯽ ﻫﺎ ﺑﺪﻧﺖ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﺑﺴﻮﺯني

ﻓﻘﺮ يونه كه

ﮐﺘﺎﺑﺨونه منزلت ﮐﻮﭼير تر ﺯ ﯾﺨﭽﺎﻟﺖ بوهه عاجز واويدم بقيه اس ايسا بنويسين






http://s5.picofile.com/file/8151446318/106_6_.jpg

http://s5.picofile.com/file/8151446326/106_7_.jpg


ﮐﻮﭺ ﯾﻌﻨﯽ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﯽ ﺍﺯﻫﺒﻮﻁ


ﻗﺼﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ " ﺑﺮﻧﻮ " ﻭ " ﻧﺎﻥ ﺑﻠﻮﻁ "


ﮐﻮﭺ ﯾﻌﻨﯽ ﺯﺧﻢ ، ﯾﻌﻨﯽ ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ/


ﮐﻮﭺ ﯾﻌﻨﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻭﯼ ﺭﮐﺎﺏ


ﮐﻮﭺ ﯾﻌﻨﯽ ﺩﺭﻏﺮﻭﺑﯽ ﺑﺎﺷﮑﻮﻩ


ﺭﺩﺷﺪﻥ ﺍﺯﺗﻨﮕﻪ ﻫﺎﯼ " ﺯﺭﺩﮐﻮﻩ "


ﺍﯾﻞ ﻣﺎ ﺁﻻﻟﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽﺷﻨﺎﺧﺖ


ﺑﻬﺘﺮﺍﺯ ﻧﯽ ﻧﺎﻟﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺧﺖ


ﻻﻟﻪ ﻫﺎ ﻫﻢ ﺩﺍﻍ ﻣﺎﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻨﻨﺪ


ﻣﺜﻞ ﻣﺎ ﺗﻨﻬﺎ "ﺧﺪﺍ " ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ


ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﺎﺧﺸﮏ ﺳﺎﻟﯽ ﺳﺎﺧﺘﯿﻢ


ﺑﺎ ﮐﻮﯾﺮﯼ ﺧﺸﮏ ﻭﺧﺎﻟﯽ ﺳﺎﺧﺘﯿﻢ


ﺧﺎﮎ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺭﯾﺸﻪ ﯼ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﺎ


ﺯﯾﺮ ﺷﻦ ﺧﻤﯿﺎﺯﻩ ﻣﯽ ﺯﺩ ﺩﺍﺱ ﻣﺎ


ﯾﮑﻨﻔﺮ ﻧﺮﺥ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﺭﺍﺷﮑﺴﺖ


ﺣﺮﻣﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﯾﻞ ﻋﺎﺷﻖ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ


ﯾﮑﻨﻔﺮﺁﻻﻟﻪ ﺭ ﺍﻣﺤﺪﻭﺩﮐﺮﺩ


ﺭﺍﻩ ﮐﻮﭺ ﺍﯾﻞ ﺭﺍ ﻣﺴﺪﻭﺩ ﮐﺮﺩ


ﯾﮑﻨﻔﺮ ﺍﺯ ﺑﺴﮑﻪ ﺧﻮﺵ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ


ﺧﻮﺍﺏ ﺍﺳﮑﺎﻥ ﻋﺸﺎﯾﺮ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩ


ﺍﯾﻞ ﻣﺎ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺭﺍ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ


ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺐ ﺭﺍﺻﺮﻑ ﮔﻨﺪﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ


ﺩﺭﺗﻦ ﻣﺎ ﭘﯿﻠﻪ ﻣﯽ ﺯﺩ ﻋﻨﮑﺒﻮﺕ


" ﺑﺮﻧﻮ " ﻣﺎ ﺯﻧﮓ ﻣﯽ ﺯﺩ ﺩﺭﺳﮑﻮﺕ


ﺍﯾﻞ ﻣﻦ ﺑﺎ ﮐﻮﻫﺴﺎﺭﺍﻧﺖ ﺑﻤﺎﻥ


ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭﺍﻧﺖ ﺑﻤﺎﻥ


ﺍﯾﻞ ﻣﻦ ! ﭘﮋﻣﺮﺩﻧﺖ ﯾﮑﺪﻡ ﻣﺒﺎﺩ


ﺍﺯ ﻏﺮﻭﺭ " ﺯﺭﺩﮐﻮﻫﺖ " ﮐﻢ ﻣﺒﺎﺩ


ﺍﯾﻞ ﻣﻦ ! ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﯽ ﺣﻖ ﺗﻮﺳﺖ


ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽ ﺣﻖ ﺗﻮﺳﺖ .









http://s5.picofile.com/file/8151450418/106_6%D8%A7_.jpg



شعر زیبای دُهــدر ایــلـی با صدای شاعر لر

احمد انصاری فهلیانی

دانلود








http://s5.picofile.com/file/8122061026/01120_10_.jpg




وه که د هفت آسمو آساره ناره هه منم


(اونکه تو هفت آسمون ستاره نداره اون منم)


وه که چشیاش انتظاره انتظاره هه منم



(اونکه چشماش انتظاره انتظاره اون منم)


وه که عمرشه نیایه وه سر حرف دلش


(اونکه عمرش را گذاشته سر حرف دلش)


وه که چش دی ینه جز تونه ناره هه منم


( اونکه چشم دیدن جز ترا نداره اون منم)


وه که نال و ناله شه مثل گلالی شو و روز


(اونکه می خروشه همچو رودی شب و روز)


وه که سی سیل چشاکت بی قراره هه منم


(اونکه برای دیدن چشمات بی قراره اون منم)


وه که افتاوش تونی ماهش تونی جونش تونی


(اونکه افتابش توئی ماهش توئی جونش توئی)


وه که سی تو بی سه تاره بی سه تاره هه منم


(اونکه برات بی قراره بی قراره اون منم)


وه که پا نا ده بیابونه غریوه مه تونی


(اونکه پا نهاده تو بیابون غریب من توئی)


وه که هولش کف پاتوه تله غاره هه منم


(اونکه نگران کف پاتو تنها بوته غاره اون منم)


ونه که وا چشه بسته ها وره چشه ام تونی


(اونی که با چشم بسته هم توی چشمای منه توئی)


وه که خلوت دلش خاطره یاره هه منم


(اونکه خلوت دلش با یاد یاره اون منم)


وه که دنیانه همه کرده وه سیقه نفست


(اونکه دنیا رو همه کرده فدای نفست)


ونه که دلش ده دنیا لت و پاره هه منم


(اونکه دلش تو دنیا لت و پاره اون منم)


ونه که چی گوله اوری ها ده آسمونه تو


(اونکه چون توده ابریست توی آسمون تو)


وه که سی تو نم نم اور بهاره هه منم


(اونکه واسه ات نم نم ابر بهاره اون منم)


تو سوار شهر جادو مه طلسم حرف تو


(تو سوار شهر جادوئی و من طلسم حرف تو)


وه که توز پشت پا اسب و سواره هه منم


(اونکه گرد و خاک پشت پای اسب و سواره اون منم)








http://s5.picofile.com/file/8151446200/106_2_.jpg

پوشیدن لباس محلی کنار ساختمان کنگره آمریکا.

آمریکا کشور دوم بختیاری ها چی عجیبی نی

الان نزدیک به دو میلیون بختیاری  منه آمریکا زندگی کنن









http://s5.picofile.com/file/8151450384/106%D9%84_7_.jpg




هر كي حدس زيد ايچو كوجنه ؟؟


دانلود















http://s5.picofile.com/file/8108149968/01a%D9%84q_11_.jpg



پروردگارا

مو دلسوز نیخوم

.
.
.
.
.

لکسوز ایخوم

چنه؟؟  هاااا؟؟   !همس که نوا عاشقانه بوهه







http://s5.picofile.com/file/8151446168/106_1_.jpg



چوب بازی (ترکه بازی)

چوب بازی از روزها قبل از عروسی شروع می شود ،
وقتی عروسی دو جوان قرار است برپا شود چند جوان تر به سراغ درختان میروند
،ترکه ها را میبرند ،ترکه نباید ضخیم تر از دو انگشت باشد ،

ترکه های "شیل " را که بریدند به خانه آورده و در آب میگذارند تا روز موعود..

حالا صدای کرنای توشمال به آسمان میرود دلنواز و خوش آهنگ ،

با ریتم منظم دهل از پاشنه پایت تا "گلاله" سرت دوست دارد بلرزد ،
یکبار با نواختن سواربازی و یکبار با چوپی و سرناز،
وقتی بختیاری باشی صدای دهل که بیآید بی اختیار تو هم پنجه پایت بالا و پایین خواهد شد
 ،بختیاری بودن چیزی نیست که بشود مخفی اش کرد ،
دستمال ها سقف آسمان را میشکافد صدای کرنا اوج میگیرد ،آرام مشود ،
به جایی که میرسد که ممدلی شیر علیمردون را میخواند ،
خیلی ها با بغض میرقصند بیاد شهیدشان و با پا کوبیدن به زمین همه اوج میگیرند برای چند ساعتی قرار است همه چیز ،
همه غصه هایمان یادمان برود بگذار هیچوقت این صدای توشمالمان تمام نشود ،
رقص دستمال بازی که تمام می شود همه حلقه میزنند و دلک یا درک را می آورند ،
یکی هم ترکه ها را می آورد "جغلیل" "نرهیل" به میدان میروند و شروع میکنند به رقصی زیبا که هیچوقت به زیبایی اش جایی ندیده ای ،
پر شور ،پر نشاط ،دلت میخواهد تمام نشود هیچوقت ،دور میگیرند و با صدای "واست سر چوو " یعنی بایست سر چوبت باید دلک را گرفت و ترکه را هنگام شلیک دفع نمود ،
 یک چشم به چوباز و چشم دیگر به معشوق بر عکس همه کسانی که میگویند ترکه بازی بیادآور جنگ است میگویم که یک رقص کاملا عاشقانه ست چوباز میگردد و میگردد ولی دلش چند متر آنطرف تز پیش مینابنوشی است که که دارد با چشمهایش فتنه برپا میکنند ،
به صدای شره کل هایی که خواهران و مادران میکشند و این است رقصی که سراسر عشق است و دلبری و دلدادگی ،

وقتی پای عشق باشد ترکه خوردن در مقابل کوه کندن









http://s5.picofile.com/file/8151446300/106_5_.jpg



شعر " اسید"
کوروش کیانی قلعه سردی شاعر خوزستانی

خطاب به جناب روحانی در پاسخ به فاجعه ی اسید پاشی در اصفهان

جای چرخاندن بیهوده ی این دسته کلید

قفل را پاک کن از ذهن قفسهای پلید

اصفهان زخم مغول دیده و تاراج عرب

بارها خورده از این گونه تکانهای شدید

نیچه هم مرده که پاسخ دهد انسان مدرن

وارد عصر توحش شده یا عصر جدید

مشکل از زشتی ابر است نه زیبایی ماه

روی ما این همه بیهوده نپاشید اسید

ما که راضی به همین خواب عمیقیم چرا

چرتمان را سر این فاجعه برهم زده اید

بس کنید ای همه ی مذهبتان ضد خدا

پای ما فتنه گران را به خیابان نکشید

برکه پایان سفر نیست نترس از طغیان

تا به بیراهه نزد رود به دریا نرسید

جگر قافیه ها سوخت بر احوال زنان

سنگ اگر جای شما بود دلش میترکید !






http://s5.picofile.com/file/8151446250/106_4_.jpg




گـویلِ ایـلِ مــو, چـی فولادِن

همه سون, چی تش و بِـرق و بادِن

دلسون, مخملِ سَوزِ شیمبـار

کَـوگِ تارازِن و شاهینِ مُنــار.......
http://s5.picofile.com/file/8151446234/106_3_.jpg




                 
فرارسیدن چهارشنبه بیست ویکم.سالروز فرارعاشقانه عبده محمد للری وخدابس موری(روزولنتاین بختیاری)رابه تمامی عشاق این ایل کهن تبریک وشادباش میگويم داستان عبده ممد للری از زبان خودش: گفت من درآن زمان با همسر اولم كه دختر حاج آزاد للري يكي از بزرگان للر بود ازدواج كرده بودم ويك پسر هم داشتم، پسر بزرگه ام كه ستار نام دارد ، مال (خانه) بهلول موري ( پدر خدابس ) هم درمنطقه شیمبارسر رگ امام زاده صالح ابراهيم (ع) بود ، آشنايي ديرينه اي هم با وي داشتيم به خانه وي رفت وآمد داشتم كه درآن موقع به خدابس دلبستم از اوبه پدر ش خواتستگاري كردم جواب مشخصي به من نمي داد ، مرا امروز فردا مي كرد تا فكر بكنم ، تا با دخترم صحبت كنم ، تا با فاميل هايم صحبت كنم بلاخره فكرکرد كه شايد من منصرف شوم اماناگفته نماند خدابس هم به ازدواج با من علاقه زيادي داشت ،ولي نمي توانست پيش پدرش رو كند . بعد از گذشت چندماه فهميدم كه خدابس را مي خواهند به شخص ديگري بنام احمد بدهند (ازدواج كند)خيلي ناراحت شدم خدابس هم چنان ناراحت بود و بغض گلويش را گرفته بود كه نمي توانست حرف بزند من به خانه بهلول پدر خدابس رفتم وگفتم چرا نامزد مرا به كس ديگري داده اي بهلول جواب داد من دخترم را به مرد متاهل نمي دهم خلاصه با بحث گفتگو بجايي نرسيديم من از خانه بهلول بدون خداحافظي بلند شدم خدابس هم به منزله اينكه مرا بدرقه كند چند قدمي كنار خانه بامن راه آمد به او گفتم دختر شما راضي به ازدواج با من هستي ؟ خدابس جواب داد من اگر ازدواج كردم فقط با خودت عبد ه محمد . گفتم قاصدي پيش تو مي فرستم پنا ه بر خدا درست مي شود . خلاصه چهارشنبه 21 ماه شب عروسي خدابس با احمد بو د.دو اسب وزين شده آماده كردم در نزديك مال بهلول پدر خدابس رفتم دستمالي كه هميشه دور گردنم بود را باز كردم براي نشانه واطمينان به قاصدي كه واقعا راز نگهدار وزرنگ بود دادم گفتم به خدابس بده وجايگاه مراهم به خدابس نشان بده . خدابس هم درحالي كه همه مشغول انجام كارها براي مهمان ها كه صبح به عروس مي آمدن بودن از فرصت استفاده نمود و بدون اينكه كسي بفهمد بدنبال قاصد خودش را به من رساند . هردومان سوار شديم خودمان رابه باغات كتك رسانيديم . بعد از چند ساعت كه مطلع شدند خدابس كجا رفته اورا غيب زده،در جستجوي خدابس بودند اما ردي هم از ما را پيدا نكردند . ولي مي دانستند كه كار من است . صبح زود بود كه ملا محمدحسين يكي از كلانتران ايل چهالنگ (كتكي) مرا در باغ ديد گفت عبده محمد خير باشد گفتم خير نيست شر است . وقتي كه داستان را براي وي گفتم خيلي ناراحت شد ! وگفت چرا اين كار را كردي؟گفتم كار بدي نكرده ام آن دختر به رسم امانت پيش من است . فقط تورا به خدا كاري بكن كه ما باهم ازدواج كنيم .ملا محمدحسين يك جاجيم براي رواندازمان ومقداري آذوقه خوراكي براي من آورد ،من وخدابس تا شب در باغات كتك مانديم هوا كه تاريك شد رکا بزنان خودمان را به كوه ليله رسانديم به مدت يك ماه تمام سر كوه ليله بوديم كه بجز قاصدي كه براي ما آب ونان مي آورد هيچكس ما را نمي ديد . هردو طايفه(طايفه للري ، طايفه موري) در جستوي ما بودند، بزرگان هم در فكر آرامش ايل وازبين بردن اغتشات دو طايفه نسبت به موضوع ما. در آن زمان امير بهمن خان صمصام حكومت وقت ايل بختياري بود و از قضيه كاملا اطلاع داشت. بزرگان طايفه للري و كتكي وبزرگان طايفه موري در آن زمان(ملا غلامرضا ،ملا فيض اله ،ملا پيرزا ،ملا بازفتي) درموردقضيه من جلسه اي داشتند من به وسيله قاصدي كه داشتم وبه من اطلاعات مي رساند اطلاع يافتم خدابس را در كوه مخفي كردم وخودم را به مجلس آنان رساندم پس از سلام ونشستن گفتم اي بزرگان ايل شما را به خدا قسم مي دهم كه من وخدابس عاشق هم هستيم يا مشكل مارا حل كنيد كه به هم برسيم يا با همين اسلحه خودم كه به شما تقديم مي كنم مرا بكشيد.جالسين هم از اين حرف من خوششان آمد در همين حين بود دو سوار را مشاهده كرديم كه به مجلس ما ملحق شدند وگفتند كه از مامورهاي امير بهمن خان هستيم . خان گفته كه بزرگان ايل موري سريعا پيش من بيانند وخدابس وعبده محمد را هم پيدا كنند وبا خود بياورند .حضررات موري مامورها ي خان را با احترام فرستادن وگفتند ما حتما دراسرع وقت خدمت خان مي رسيم .مامورين رفتن وبزرگان ايل هم چندي بعد از ما مورين رفتن خدمت خان ،من هم رفتم وخدابس را برداشتم ويك دوساعت بعداز اينكه بزرگان رفتند . رفتيم خدمت خان . امير بهمن خان پرسيد شما عبده محمد ريسي للري هستي ؟ گفتم بله من عبده محمد هستم . خان پرسيد چرا دختر مردم را دزديدي ؟ جواب دادم خان من دختر مردم را با زور نبرده ام او را ندزديدام همديگر را دوست داشتيم ومي خواهيم با هم ازدواج كنيم . به من در حالي كه سر پا ايستاده بودم وبه سو لات خان پاسخ مي دادم گفت بنشين . خان با صداي بلند گفت خدابس صادقي؟ خدابس با لباس هاي زيباي محلي كه به تن داشت بلند شد وجواب داد بله، خان سوال كرد عبده محمد شما را با زوربرد ومجبورتان كرد كه با او رفتيد خدابس جواب داد اي خان عبده محمد مرا مجبور نكرد وبا زور نبرد ما همديگر را دوست داشتيم من اورا مجبور كردم كه با هم برويم و از شماخان بزرگ مي خواهم كه مشكل ما را را حل كني تا به هم ازدواج كنيم. سپس خدابس به حضرات موري رو كرد وگفت كه هيچ كس حق ندارد به عبده محمد كاري داشته باشد من دوست دارم با اوازدواج كنم. خان شوهر اول خدابس را خواست وبه اوگفت كه من خدابس را به شما ميدهم مشروط براينكه ديگر نگذاريد با عبده محمد برود .گفت خان به خدا هركاري بكنم آخرش مي رود،خان به او گفت كه اين زن به دردتو نمي خورد سپس خان به حضرات موري گفت سريعا اين برنامه را تمام كنيد كه به رسم بختياري همان جا صورت مجلس ازدواج من وخدابس را نوشتند وامير بهمن خان صمصام هم مهر نمودند وشيربهاء كه در محل بختياري رسم بود را مشخص كردند به پدر دختر (بهلول صادقي) تحويل دادم خان گفت كه رضايت احمد را بايد جلب كنيد .درحالي كه روبروي خان ايستاده بودم واز خوشحالی در خود مي پيچيدم دست را به نشانه اطاعت روي چشمم گذاشتم . خان گفت كه چه داري بهش بدي؟ گفتم خان انبارهاي غله ام را غارت كرده دويست من گندم ودويست وپنجاه من جو ازمن برده ،گندمها براي او جوها را پس بده ، يك راس ماده گاو ويك راس ورزا (گاونركه با آن شخم مي زنند)ازمن برده ماده گاو براي او ورزا رابه من بده ، يك راس قاطر ويك راس خر از من برده خر براي خودش وقاطر را به من پس بده. خان به او گفت راضي هستي؟ او گفت نه .خان گفت راضي نيست ، گفتم خان هرچه از من غارت كرده همه براي خودش ، خان به او گفت با اين حرف راضي هستي؟ اوآرام گفت بله. من مبلغ دوتومان به عنوان شيريني به مامورين خان دادم مبلغ دويست تومان هم به كدخدايان موري ، خان به من گفت كه به محض اينكه من به قلعه زراس آمدم خودت را به من معرفي كن (قلعه زراس منطقه اي در انديكا مقر حكومتي خان در انديكا بود).من وخدابس به مسجدسليمان آمديم ودر محضر ازدواج نموديم .درمدتي كه ازدواج نكرده بوديم خدا وكيلي مثل محارم با هم بوديم. خدابس را به محل خودمان نزديك چال منار آوردم مي خواستم كه خانه اي جداگانه براي او وهمسر اولم كه دختر حاج آزاد للري بود واز يك خانواده محترم بود تهيه كنم همسر اولم قبول نكرد وگفت اين دختر غريب است وما باهم در يك خانه زندگي مي كنيم البته اگر او دوست داشته باشد. هردو همسرم درصفا وصميميت دريك خانه زندگي مي كردند ،به حكم خان هم توجه نكردم وديگر خودم را به او جهت جريمه قانوني معرفي نكردم. يك سال ونيم از ازدواج من وخدابس مي گذاشت در حالي كه خدابس شش ماه حامله بود او مبتلا به يك بيماري نا مشخص شد من هم كنارش نشته بودند مامورهاي خان واردخانه شدند ومرا دستگير كردند وبه قلعه زراس بردند ،شب مبلغ يك تومان به دومامور دادم مرا آزاد كردند همان شب به خانه خودم واقع در چال منار آمد تا از در واردشدم خدابس تا كه چشمش به من افتاد در حالي از شدت درد به خود مي پيچيد وبه مادرش تكيه داده بود بلند شد وسرش را روي شانه ام گذاشت وگفت بنشين تاكه نشستم انگار اصلا جان نداشته . از آن روز كه خدابس رحمت خدا رفت يك روز نبوده كه بياد او نباشم . سه ما ه تابستان كنار قبر او خوابيدم .عبده محمد بعد از گذشت ساله هنوز هم در حالي كه از معشوقه خود (خدابس ) حرف مي زد اشك از چشمانش سرازير مي شد . بعد از اينكه صحبتش تمام شد من سوال كردم كه سن شما چند سال است عبده محمد گفت من بيشتر يكصدوده سال سن دارم من تعجب كردم به به پسرش نگاه كردم پسرش گفت كه او در شناسنامه متولد1293 شمسي است ولي راست مي گويد در منطقه للر افراد اداره ثبت احوال دير آمدند شناسامه هاي افراد آن زمان تاريخ تولدشان دقيق نيست سن پدرم همان است كه خودش مي گويد .عبدمحمد در طول عمر خود سه بار ازدواج نمودند ازدواج اول او با دختر حاج آزاد للري بوده كه ثمره آن سه پسر ويك دختر بوده ازدواج دوم آن با خدابس بوده وازدواج سوم با بي بي جوني للري بود كه ازدواج دوم وسوم هيچ ثمره اي نداشته.بعد از اين صبحتها آقاي ناصر جمشيدي شروع به خواندن ابياتي كه در وصف اين موضوع بود نمود وآقاي مجيد زيلائي هم ني مي نواخت عبده محمد هم با شنيدن آهنگ وآواز واسم معشوقه اش خدابس شروع به گريه كردن نمود او هم ديگر نخواند كربلايي حبيب ذلقي از وي سوال كرد كه شعرهايي كه گفته اند خودساخته اي يا ديگران؟ گفت بعضي ها را خودم گفتم وبعضي را ديگران . خانواده عبده محمد خانواده مهمانواز ومحترمي هستن ما نهار نزديك بيست نفر مهمان بوديم حدود بيست نفر هم بچه ها ونحوهاي عبده محمد بودن كه همگي ناهار منزل ستار پسر ارشد عبده محمد بوديم هرچه اصرار كردي از ناها ر از خانه او برويم . واقعا سنگ تمام گذاشتند . عبده محمد در زمستا ن 1387 جان به جان آفرين تسليم كرد و در قبرستان فاميلي او در منطقه للر خاكسپاري شد . واما ابياتي كه از دوران عبده محمد وخدابس بجا مانده وهنوز هم اكثر خوانندگان بختياري آنها را مي خوانند زللر زيدم بدر انار به مستم للري گپ تا كچير گشتن بجستم زللر زيدم بدر ملار به دستم عبده محمد للري برد كوگ مستم پشتم كوه پيشم كمر دورم تله لال خدابس جون بوت تندي پات وردار پشتم كوه پيشم كمر دورم تفنگچي خدابس جون بوت تندي پات ورچي عبده محمد للري كارم چه داري تش نهادي گوشه دلم برديم به خاري عبده محمدللري كارم چه داري خدابس دامته راه خورزماري منو اگن عبده محمد شير حقستون دورگل بهار برم زنكل زمستون منو اگن عبده محمدكر نشوعلي كور دورگل عاشق برم زنگل برم زور مال گل چهارده بهو وارگه دم لايه هر كري امشو اوي بوس خداي مال گل چهارده بهو وارگه دم شوره هر كري امشو نوي وجاقس كوره اوسرد وتنگ سرد وريك ابليون عبده محمد وخدابس سي يك اگروين عبده محمد للري سي چه نمردي چارشنبه بيستيكم خوت گل بردي چارشنبه بيست يكم خوم گل بردم اردونستم ايميره نياس امردم زنجير ايلخانينه به شو بريدم صدريال صد نيم ريال سي گل خريدم وركشي هفت چهارگ للر بند سيزنه خد

برچسب‌ها: ﮐﻮﭺ ﯾﻌﻨﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻭﯼ ﺭﮐﺎﺏ
[ پنجشنبه بیست و دوم آبان 1393 ] [ 12:50 ] [ یاسر بختیاری ]

دانلود ترانه زیبا و دلنشین محسن جلیل ازاد با نام باد شمال


تنظیم: مرتضی شفیعی
این ترانه از آلبوم ” شوگار تهنایی  ” این خواننده می باشد که در روز تولدشان، پیش از عرضه رسمی آلبوم به هواداران خود هدیه می نماید

توضح در مورد اثر :  باد شمال پیام اور زیستن و ادامه زندگی مردمی که با طبیعت انس گرفته اند

 

محسن جلیل آزاد

 

آهنگ در حال پخش باد شماله .

از هَمي تريبون اعلام اكنم آقا محسن مو يكي طرفدار آهنگاتم وتمام بازديد كنندها وبلاگمونم حتما اي آلبومنه اِستونن گوش اِدن و به حرف مو اِرسن

 

دانلود

 

 

 

 

 

 

 

 

به نام خدايي كه تيگم نوشت


مونه گرمسير حشت و لاشم برشت


خداوند جون و خداوند نون


همه مون به صحرا زير بهون


به گرما اسوسيم و سرما به د ك


نداريم شكايت ما از فلك





http://s5.picofile.com/file/8146021168/IMG_20141010_WA0034.jpg








 اصول یک بختیاری خوب


1-به منافع بختیاری بیندیشد.

2-به بختیاری بودن افتخار کند وبه آن وفادار باشد.

3-به پیداکردن وآشنایی بابقیه بختیاریها همت بگمارد.

4-به هرصورتی ودرهر پله قدرتی ودرهر گوشه ای خودش رابالا بکشد.

5-به دیگر اقوام احترام بگذارد .

6-به همبستگی بختیاریها فکربکندوآرمان والایی برای پیشرفت ایران داشته باشد.













http://s5.picofile.com/file/8146020726/IMG_20141011_WA0033.jpg




http://s5.picofile.com/file/8146020068/IMG_20141011_WA0032.jpg



http://s5.picofile.com/file/8146026450/10_15_2014_4_56_51_AM.jpg




 وا خم گدم که امسال سر تا سرس بهاره

اما دلم ندونست یو دنگ روزگاره

ئی ره که ایرسونه پا وسته ای به حونه ت

چن آسمون درازه هم دیر و ناهواره

فانوسم اشکنادی وا برد بی بفایی

اما به نور عشقت تی ها مو غم نداره

گولم مزن زمونه مو دهدر بهارم

سوزم همیشه حتا بارون ایر نباره

وا ترکه ای ز عشقت وستی به جون ئی دل

جاری بزن "ممیرا" بیچاره تازه کاره









http://s5.picofile.com/file/8146024392/IMG_20141004_WA0037.jpg







به يكي شوعروسيس خَوَر اِدن بوت مُرد !!!



اگه خدا منه كول بوم خوسو كاراس !!!










http://s5.picofile.com/file/8146020868/IMG_20141011_WA0047.jpg





خاطر ایل پریشونه وری آبهمن

هفت وچارت سرد ویلونه وری آبهمن

شوگره بی تو برافتونه وهیجاری نی

کوگ تاراز دی نیخونه وری آ بهمن






http://s5.picofile.com/file/8146023084/1413058691586.jpg





یارو رهد سمینار، سخنران گود باید عشقتونو به همسرتون نشون بدین...

پيا هم جلدی عکس دوس دخترس نشون زینس داد و گود یوعشق مونه!

دردس من جونت









http://s5.picofile.com/file/8146022300/IMG_20141010_WA0020.jpg



هفت سال پش معلم کلاس دوم یه روستا بیدم آبان ماه بید من دفتر نشسته بیدم دیدم صدا قال و دال ز کلاسم ایاهه.

رهدم بوینم چه خوره؟

دیدم بقیه ازیدن و یکی ز دانش آموزا به اسم اسماعیل انه وسط کلاس بندری بازه و رقصه

خلاصه داشت بلرزون اره که با عصبانیت و داد و قال اویدم من کلاس گودوم چه خبره چتونه آلبردیل لیش.

اسماعیل می عروسی بوت که ایجوری رقصی.


یه دفعه یکی ز ته کلاس گد خانم معلم صدا تشمال ز مین ده نیَشنی (نمی شنوی)؟


عروسی قنبر بو اسماعیله زینه دومس اورد!!!


مو منده بیدم ای وسط و حال ای دانش آموز بخندم یا بگریوم..

 


http://s5.picofile.com/file/8146021542/IMG_20141010_WA0025.jpg





 

چنتا هاي گلمي درخواستي سي حضراتي كه عروسي دارن.



http://s5.picofile.com/file/8146022042/IMG_20141010_WA0022.jpg




http://s5.picofile.com/file/8146022342/IMG_20141010_WA0018.jpg

 

 

ﻭﺍﯼ ﭘﻞ ﺑﻮﻭﻧﺪﯾﻦ ﭘﻞ ﺑﻮﻭﻧﺪﯾﻦ ﻫﺎﯼ ﮔﻞ ﺁﻫﺎﯼ ﮔﻞ


ﻫﺎﯼ ﭼﻮﮐﻨﺎﺭﺗﺮﮐﻪ ﻓﻠﻮﺱ ﻫﺎﯼ ﮔﻞ ﺁﻫﺎﯼ ﮔﻞ


ﻭﺍﯼ ﺗﺎ ﺑﯿﺎﻥ ﺭﻫﺪ ﻭﺍﺑﻮﻭﻥ ﻫﺎﯼ ﮔﻞ ﺁﻫﺎﯼ ﮔﻞ
...
ﻭﺍﯼ ﺷﺎﺯﺩﻩ ﺩﻭﻣﺎﺩ ﺑﺎ ﻋﺮﻭﺱ ﻫﺎﯼ ﮔﻞ ﺁﻫﺎﯼ ﮔﻞ


ﻭﺍﯼ ﭘﻞ ﺑﻮﻭﻧﺪﯾﻦ ﭘﻞ ﺑﻮﻭﻧﺪﯾﻦ ﻫﺎﯼ ﮔﻞ ﺁﻫﺎﯼ ﮔﻞ


ﻫﺎﯼ ﭼﻮﮐﻨﺎﺭﺗﺮﮐﻪ ﺍﻧﺎﺭ ﻫﺎﯼ ﮔﻞ ﺁﻫﺎﯼ ﮔﻞ


ﻭﺍﯼ ﺗﺎ ﺑﯿﺎﻥ ﺭﻫﺪ ﻭﺍﺑﻮﻭﻥ ﻫﺎﯼ ﮔﻞ ﺁﻫﺎﯼ ﮔﻞ


ﻭﺍﯼ ﺷﺎﺯﺩﻩ ﺩﻭﻣﺎﺩ ﮐﺪ ﻫﻮﺍﺭﻫﺎﯼ ﮔﻞ ﺁﻫﺎﯼ ﮔﻞ

 

 

 

 

 


ﻫﺎﯼ ﮔﻠﻤﯽ ﺩﯼ ﮔﻞ ﺑﺎﻭ ﺩﻟﻤﯽ ﺍﯼ ﮔﻞ


ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺭﻩ ﺭﻫﺪﻧﺖ ﺭﻭ ﺭﻭ ﻗﻄﺎﺭﻩ ﮔﻠﻤﯽ ﺩﯼ ﮔﻞ ﺑﺎﻭ ﺩﻟﻤﯽ ﺍﯼ ﮔﻞ


ﮐﺎﺷﮑﯽ ﮐﻪ ﺷﻮ ﺑﮕﺮﻡ ﺑﻪ ﮐﻞ ﻣﺎﻟﺖ ﮔﻠﻤﯽ ﺩﯼ ﮔﻞ ﺑﺎﻭ ﺩﻟﻤﯽ ﺍﯼ ﮔﻞ


ﺑﺪ ﮐﺮﺩﻡ ﯾﻪ ﺗﺎﺭ ﺯ ﻣﯿﺖ ﺑﺎ ﺧﻮﻡ ﻧﺒﺮﺩﻡ ﮔﻠﻤﯽ ﺩﯼ ﮔﻞ ﺑﺎﻭ ﺩﻟﻤﯽ ﺍﯼ ﮔﻞ


ﺑﺲ ﺑﺪﻭﺯﻡ ﮐﻔﻨﻢ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﮔﻠﻤﯽ ﺩﯼ ﮔﻞ ﺑﺎﻭ ﺩﻟﻤﯽ ﺍﯼ ﮔﻞ

 

 

http://s5.picofile.com/file/8146021818/IMG_20141010_WA0024.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8146021926/IMG_20141010_WA0023.jpg

 

ﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺯﯾﺎﺩ ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺑﮑﺎﺭ ﺑﺮﺩﻩ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ


ﭘﺮﭼﻞ :parchal: ﮐﺜﯿﻒ

ﻟﯿﺶ :lish: ﺯﺷﺖ

ﺳﺮﮐﻠﻤﺎﺗﻪ : sar kolmateh : ﮐﻠﻪ ﻭﮔﺮﺩﻥ

ﭼﻔﺖ : :chaft ﺑﯿﻦ ﺳﺎﻕ ﭘﺎ ﻭﺭﺍﻥ

ﺗﮏ : :tek ﺳﺎﻕ ﭘﺎ

ﻃﺮﻧﻪ :torneh: ﮔﯿﺲ ﻭﻣﻮ

ﻣﺮﺯﻧﮓ :merzeng: ﻣﮋﻩ

ﺑﻮﺭﮒ :borg: ﺍﺑﺮﻭ

ﺟﯿﺘﯿﻨﯿﺪﻩ : jitenideh: ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺩﺭ ﻫﻢ ﺭﯾﺨﺘﻪ

ﭼﮏ :chak : ﻓﺮﻕ ﻭﺳﻂ

ﻗﺮﻗﺮﯼ :qorqori: ﮔﻠﻮ

ﻣﺮﮎ :merk: ﺁﺭﻧﺞ

ﭘﺸﺎﯾﯽ :pashayi: ﺟﻬﺎﺯﯾﻪ

ﺩﺍﺩﻟﻮﺵ :dadeloosh: ﺗﺎﺏ

ﺍﻭﺧﻮﺭﯼ: :awkhori ﻟﯿﻮﺍﻥ

ﮔﺮﮔﺮﺍﮎ : :gargerak ﺳﻤﻨﺪﺭ

ﻗﺪﻭﻉ :qodou: ﮐﺮ ﺍﻻﻍ

ﭘﻞ :pel: ﮔﺎﻭ ﻧﺮ

ﺷﻨﮕﻞ : :shangol ﮔﺎﻭ ﻣﺎﺩﻩ

ﻟﻌﺮ :ler : ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﮔﻠﯽ

ﮔﻨﺪﯼ : :gendi ﻋﺪﺱ

ﮔﻨﺞ :gonj : ﺯﻧﺒﻮﺭ

ﮐﻤﺎﮊﺩﻭﻥ : :komazhdown ﻗﺎﺑﻞﻣﻪ

ﮐﻠﻮ :kolo : ﻣﻠﺦ

ﺣﺎﻟﻮﻡ ﺑﯿﺎﺭ : haloom biyar : ﮐﻔﺸﺪﻭﺯﮎ

ﺑﺘﻪ : :boteh ﺧﺎﻟﻪ

ﮐﯿﭽﯽ : :kichi ﻋﻤﻪ

ﺗﺎﺗﻪ ﺯﺍ : tateh za : ﭘﺴﺮﻋﻤﻮ

ﮔﺎﮔﺮﻭﻩ : :gagereveh ﻧﻮﺍﯼ ﻏﻤﮕﯿﻦ

ﭘﺮﻭ : :paroo ﺭﻭﺳﺮﯼ

ﺷﯿﻞ : :shayl ﺷﺎﻝ

ﻧﻔﺖ :noft : ﺑﯿﻨﯽ

ﻟﻮﮐﻪ :lawkeh: ﺁﻻﭼﯿﻖ

ﺗﺎﻝ :tal : ﻧﺦ

ﺭﻥ ﺭﻥ : ran ran : ﺗﻪ ﺩﯾﮓ

ﻓﯿﺘﺎﻝ :fital : ﻫﻔﺖ ﺳﻨﮓ

ﭼﻤﺖ : :chomat ﻫﯿﺰﻡ ﻧﯿﻤﻪ ﺳﻮﺧﺘﻪ

ﺧﺸﺨﺎﺭﯼ : khash'khari : ﺍﻟﮑﯽ

ﺧﯿﮓ :khig: ﻣﺤﻞ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﺭﻭﻏﻦ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ

ﺩﺍﻟﻮ : :daloo ﭘﯿﺮﺯﻥ

ﺷﺸﻪ ﺩﺍﻟﻮ: shashe daloo : ﺷﺼﺘﻤﯿﻦ ﺭﻭﺯ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ

ﺳﻮﺯﻩ ﺳﻮﺭ : savze sor : ﺭﻧﮕﯿﻦ ﮐﻤﺎﻥ

ﻟﯿﻮﻩ ;liveh: ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ









 

بافوروم حلقه بلند زغاله جنگل

آخرس معتاد ایبوم ز داغ دورگل






http://s5.picofile.com/file/8146022950/1413058674016.jpg

 

 

اوسکه چارقد وأ سر بی هیشکه بی مینا نبی...


کر عشایر مرد بی، هیچ دوؤری تینا نبی...


اوسه هم روزل خشی بی!


زندگی نیره منه بحث...


ایسو پیچسه منه یک، او تیل ره منه قفس. . .!

 

[ چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 ] [ 17:7 ] [ یاسر بختیاری ]

 

  

: تنهایی و غربت ، غم دنیا عسلویه

دوری تو ز دیروز و ز امروز و ز فردا عسلویه

 

یارت به دیار دگر و از تو به دور است

انگار که تبعید شدی این سر دنیا عسلویه

 

کارت شده مشغول شدن با دو سه همکار

جووش همه مسموم سراپا عسلویه

 

تا دیر بجنبی همه جا پشت سرت حرف!

زیر آب شده شغل همه ما عسلویه

 

از فرط حرارت همه جایت عرق و زخم!

خورشید چو همسایه بالا عسلویه!

 

دانی و بدانیم دگر خرج گران است

مجبور شدیم تا که بمانیم در اینجا عسلویه

 

رسمی شدگان حال کنند با پز و پولش!

زیرا که مزایا و حقوقش همه بالا عسلویه

 

رسمی نشوی فیش حقوق تو شود مضحکه عام!

باید بدوی از پی وام روز و شبها عسلویه

 

شعرم همه درد است و مرا خوب بفهمد

آنکس که اجاره دهد و قسط چند جا عسلویه!

 

آنقدر تو را پول دهندت که نمیری!

دریافتی و خرج تو مانند معما عسلویه؟!

 

موی سر و فکر و عصبم رفت به تاراج!

امید به فردای دگر رفت به یغما عسلویه!

 

آلودگی و گاز و فشار و غم و دوری!

اینها همه هستند در همسایگی ما عسلویه!

 

اینجا همه عمر تو شود دود چو سیگار!

از فرط حرارت همه جا زخم تو پیدا عسلویه!

 

رفتی تو به فکر من دلخسته و شعرم

حرف دل من ، بادل تو ،کرده چه غوغا عسلویه 

 

 

 

 

 

 

درود بر روان پاک تمامی پدران باغیرت و زحمت کش ایل

که همواره خوشی خود را نادیده گرفته و از خود گذشته اند. .. 

 

به صورتم سیل مکن پوی چینو چروکه

 

ای دنیا چینونه چی گردو که مغزس پوکه

 

دنیا همیونه تهلی و زجرس به کاره

 

دل مهمه که اسبیده و چی اور بهاره

 

به هر چینی که بینی منه ریم هزارتا رازه

 

زندیی ز پوست ریت چه که نیسازه

 

منیر به رنگ ریم افتو برشته

 

دلم به سی تو اگوی باغ بهشته

 

 

 

 

 

 

 باوينه و بهون

 

سي مَرغا سي مالمير سي دره باريك

 

تو بِنَر دلمُ گره يه اَورِ تاريك

 

اُن ايا ز كُه بنا... گل كوگ و توهي

 

بِل برم گَل بگرم وا كوگ كوهي

 

دي مُردم ز غُروَت و ز بي قراري

 

بِل برُم زال بزنم تا آسماري

 

زِ لالي تا اندكا فرش كن تيامه

 

ياد ايل و ياد ايل هني وابامه

 

باز اوي باد شمال نشست به لنگر

 

بو گُل باوينه و كلوس و كنگر

 

هي ايا به خَوم هني عهد جووني

 

دي بيو دستُم بِگر وستُم ز زوني

 

نامه اي بنويسمُ سي كَس كَسُونُم

 

بزنين به كِفت كُه هَف چو بُهونم

 

بعد عمري اُن ايام خَرس به تيامه

 

هر كُيه كه اِروم غم وانيامه

 

دي نه اي شو بلند نه صو اِپاهه

 

تَهده و گورم يكي،ايلم پناهه

 

 

 

 

 

 

 

 ارزش مادر خیلی بالاتر از فهم و درک ماست. ..!

 

رولَه تو بی وفا بی سیم

 

ولی جونِم سی تو تِشنا

 

دِه دل درآر بیا جونِم

 

سیراوِم کو وا او چَشیات

 

 

عزیزم، رولَکَم، جونِم

 

دلت مَر سنگ و سنگینه

 

بیا بینمِت دست به وِم

 

که ای دل سی تو غمگینَه

  

 

رولَه رولَه بیا بیینِم

 

غَریو و بی کس اُفتامَه

 

صدام بَکو که بشنوئِم

 

دوای جونم اومائَه 

 

دِه هر چی بی وفایی بی

 

دِه تو دی یِم، کُر، نازارِم

 

تو که جا دالِکَت نیسی

 

دلم پر خین و غمگینَه

 

سزام یَه بی عزیزِکَم؟

 

بَنیم تَنیا کنج هونَه

 

دِه دل درآر همه کینَت

 

مِه اَفتاوکِه لوئِه بونِم

 

 

رولَه رولَه تقاص نَکو

 

مه پیر و رنجورم حالا

 

وری بیا دلم شاد کو

 

سیم زندونَه کُل ِ دنیا

  

وِه مرگ خوم رضا دَمَه

 

فقط گِری بیا، تِم با

 

بعدش راحت چَشیام مینِم

 

فقط گری نهام بیا 

  

خدا دونَه کُل ِ دنیا

 

قِرونیش وِه دلی نیسا

 

گِری بیا که بینمِت

 

وِه خدا طاقتِم نیسا

 

 

 

 

 

 سربه گلزار دِلُم نيزَنِه وُ نيش ايزَنِه

 

گُنجَ بي شهدِ دِلِش بَندِ دِلُم ريش ايزَنِه

 

سَر هواي تَشِ تُنگِ تُنِ كِردِه كُهسار

 

كُوگِ جادوييِ سُهرُم دَمِ اوصيش ايزنه

 

هَرساكه بادي ايا يادي اياره زِِ قديم

 

وُ هوايي زِ اُو دُورُون مِنِ جاخيش ايزنه

 

يادِ روزايِ قديمي كه او بُرگِ چُوگِت 

 

هِي ايشوندي وُ هَني تيگُمِ آتيش ايزنه

 

زِسَرُم نيرِوِه يادِ او فِرِنگاي قديم

 

نافِرِنگيه كه مِن وارگَهِ خاليش ايزنه 

 

گنج : زنبور 

تش تنگ : آتشي كه دوستان دورآن جمع شوند 

كُهسار : كوهستان

كوگ : كبك

هرساكه : هروقت كه

او دورون : آن دوران ، آن زمان ، آن وقت

سهرم : سرخم ،قرمزم 

اوصي : دميدن به چيزي و آن را تلسم كردن

جاخيش: محل خرمن كردن جو و گندم

برگ چوگ : ابروي كماني

هي ايشوندي : مدام تكان مي دادي 

تيگم : پيشاني من

نيروه : نمي رود

فرنگاي قديم : كارها و اعمال خوب قديم

فرنگ : عمل

وارگه: جايي كه عشاير بختياري چادر هايشان را براي طي كردن يك فصل در آنجا برپا می کنند

 

 

 

 

 ﺑﻪ ﺷﯿﻤﺒﺎﺭ ﻭ ﺑﺎﺯﻓﺖ ﻭ ﮐﻠﺨﻨﮓ ﻭ ﺑﻦ

 

ﺑﻪ ﮐﻬﺴﺎﺭ ﭘﯿﺮ ﻭ ﮐﻮﮒ ﻭ ﭘﻠﻨﮓ

 

ﺑﻪ ﺳﻮﺭ ﻭﺑﻪ ﺗﻤﺒﯽ ﺑﻪ ﺷﯿﺦ ﻣﻨﺪﻧﯽ

 

ﺑﻪ ﻻﻟﯽ ﺑﻪ ﻋﻨﺒﺮ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻫﻔﺖ ﺷﻬﯿﺪ

 

ﺑﻪ ﻧﻔﺖ ﻭ ﺑﻪ ﮔﺎﺯ ﻭ ﭼﻪ ﻧﻤﺮﻩ ﯾﮏ

 

ﺑﻪ ﺧﯿﻦ ﺩﻝ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﯾﺮ ﺯﻩ ﯾﮏ

 

ﺑﻪ ﺷﺎﻫﻨﻮﻣﻪ ﺧﻮﻧﻮﻥ ﺍﯾﻠﻢ ﺳﻼﻡ

 

ﻫﻤﻪ ﺗﮏ ﺳﻮﺍﺭﻭﻥ ﺍﯾﻠﻢ ﺳﻼﻡ

 

ﺳﻼﻣﻢ ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﯽ ﮐﻪ ﻭﺍ ﻣﻮ ﺑﮕﻮ

 

ﮔﺌﻮ ﺩﯼ ﻭﺭﺳﺘﯿﻢ ﻋﻠﯿﻨﻪ ﺑﮕﻮ

 

ﻋﻠﯿﻨﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﻭ ﮐﻞ ﯾﮏ ﺑﺮﯾﻢ

 

ﺩﯼ ﻭﺍ ﺗﻔﺮﻗﻪ ﺑﯿﻨﻤﻮﻥ ﺭﻩ ﻧﺪﯾﻢ

 

ﺩﯼ ﻭﺍ ﺩﺷﻤﻨﻮﻧﻪ ﺯﻩ ﺟﺎ ﻭﺭﮐﻨﯿﻢ

 

ﺯﻩ ﻫﻢ ﺩﯾﺮ ﻧﻮﺑﻮﯾﻢ ﻭ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﺮﯾﻢ

 

ﺩﯼ ﻭﺍ ﮔﺮﺯ ﻭﺑﻮﯾﻢ ﭘﺲ ﺷﻮﻧﻪ ﯾﮏ

 

ﺩﻟﻢ ﺧﯿﻨﻪ ﮔﯿﻮﯾﻞ ﻣﮕﻮﯾﻢ ﺑﺪ ﺯﻩ ﯾﮏ

 

ﺑﯿﺎﯾﻨﻮ ﺑﻨﯿﻦ ﺩﺳﺖ ﻣﻨﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﻣﻮ

 

ﺯﻩ ﻫﺮ ﺗﯿﺮﻩ ﻭﺗﺶ ﺯﻩ ﻫﺮ ﺩﺍ ﻭ ﺑﻮ

کپى)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منم لر زایل بختیاری

نژادم ازپلنگ كوهساری

سرم بالازاجداددلیرم

برای نام وننگ هر دم بمیرم

مغول هرگزنخوردآب ازدیارم

چرا،چون مرگ باشدافتخارم

سرم بالازناموس وزخاكم

زبهرهردوهردم سینه چاكم

نه ازتركم نه ازتاتاروتازی

نكردكس برحریمم دست درازی

مراشاهنامه خوانی افتخاراست

مرازاری وگریه ننگ وعاراست

به ایل من نماید بخت یاری

منم شیردلیربختیاری

تقدیم به شیران بختیاری

 

 

 

 

به لهجه ی شیرین بختیاری:

 

"پیرمردی نشسته به بُن بَرد 

 

به دو دندون پیشی دیری اخرد

 

"اخرد دیری و هستسه تُف اکرد

 

"یه شر هم زیر کتری هُف اکرد

 

"گوشی دستمالو نون خشکانه ری کرد

 

"به رمز نُچ و نُچ بُنگ سگس کرد

 

"زو کلتر نرهری هم داشت زارنی

 

"گلو زید و به سم پهلینه هارنی

 

"دو وارته باز پیا بنگ سگس کرد

 

"یه شر نچ نچ یه شر کوچ کوچ کوچو کرد

 

"سگس با نیز و ناز و لم و لوسی

 

کل پیت خرد اوید به پای بوسی

 

"پیا نون خشکی ور داشت و وِر داد

 

"سگس بال هوا قابنیس و قر داد

 

"تکبر و غرور و پاک رومنید

 

"خُنه منه خاک وند و دین جمنی

 

"اگر صد سال در خدمت بشینی

 

"وفا از ناکسون هرگز نبینی

 

"سگس با نون خشک وابی نمک گیر

 

"سگس مند و بمند وابی سگ پیر!...

 

 

 

 

 

 

 

ﺳﺎﻝﻫﺎ ‏«ﺩﺍ ‏» ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﻭ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ

‏«ﮔﯿﻮﻩﻫﺎﯼ ﻣَﻠﮑﯽ ‏» ﺩﯾﮕﺮ ﺯ ﻣُﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ

ﺁﺟﯽ ﺗﺮﮐﯽ ﺑﯿﺎﻣﺪ ﺭﺧﺖ ﺑﺮﺑﺴﺘﻪ ‏«ﺩَﺩﻭ ‏»

ﭼﯿﻦ ‏«ﺗُﻨﺒﻮﻥ ﻗِﺮﺍﻧﯽ ‏» ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﻣﻦ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ

ﺁﻥ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﻣﺨﻤﻠﯽ ﭘﺸﺖ ‏« ﮔَﮕﻮﻫﺎ ‏» ﺭﺍ ﻓﮑﻨﺪ

ﺟﺎﯼ ‏«ﺗُﻨﺒﻮﻥ ﻓﺮﺍﺥ ‏» ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻟﯽ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ!

ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﺩ ﻧﺸﺎﻧﯽ ﺍﺯ ‏« ﮐِﭽﯽ ‏»

ﺟﺎﯼ ‏« ﻣﯽﻧﺎﻫﺎﯼ ﺭﻧﮕﯽ ‏» ﺭﻭﺳﺮﯼﻫﺎ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ

‏« ﺗﺎﺗﻪ ‏» ﺭﺍ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺸﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻧﺪﺭ ﻭﯾﺮ ﻣﺎ

‏« ﺷﺎﻝ ﻭ ﭼﻮﻗﺎ ‏» ﮔﻮﯾﯿﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﺯ ﺗﻦ ﺁﺯﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ

ﺑﻮﯼ ﻧﺎﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻤﯽﺁﯾﺪ ﺯ ‏«ﺩﺍﻟﻮﻥِ ﺑُﺘﯽ ‏»

‏« ﺑﺮﭺِ ﺑﺮﭼﺎﯼ ﻟَﭽَﮏ ‏» ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺷﻬﺰﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ

‏« ﺩﺍﻟﻮﯼ ‏» ﺷﯿﺮﯾﻦﺳﺨﻦ ﺭﺧﺴﺎﺭﻩ ﺍﻧﺪﺭ ﮔِﻞ ﻧﻬﺎﺩ

‏«ﺟﻮﻭﮤ ﻣﺨﻤﻞ ‏» ﻧﺸﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ !

ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ‏«ﺣﺎﻟﻮ ﻭ ﺧُﺮﺯﺍ ‏» ﻋﺠﺐ ﺟﻨﮕﯽ ﮔﺮﻓﺖ

‏« ﺷﻮﮐُﻠَﻪ ‏» ﺁﺭﺍﻡ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﺍﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ

‏« ﺑﻮ ‏» ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺑﺎ ﻭ ﺑﺎﺯﺍﺭﺵ ﺑﺴﯽ ﺭﻭﻧﻖ ﮔﺮﻓﺖ

ﺗﺎﺭ ﻭ ﭘﻮﺩ ﺍﯾﻦ ‏« ﺷَﺬﻩ ‏» ﮔﻮﯾﯽ ﺍﺟﺎﻧﺐﺯﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ

‏« ﻣﯽﺭﻩ ‏» ﺷﺪ ﺁﻗﺎ ﻭ ‏«ﺯﯾﻨﻪ ‏» ﮔﺸﺖ ﺧﺎﻧﻢ ﺧﺎﻧﻤﺎ !

ﭘﺎﺭﻩ ﺷﺪ ‏« ﻧﺎﻭَﻧﺪﻩ ‏»، ﺯﺭ ﺑﺮ ﮔﺮﺩﻥ ﺩﻟﺪﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ

‏«ﺯﻭﻥ ‏» ﻣﺎ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪﺍﯼ ﮔﺸﺖ ﻭ ﺧﯿﺎﻟﯽ ‌ﺍﯼ ﺣﺴﺎﺏ

ﺑﺎ ‏« ﭘَﺮﻭﯼ ‏» ﺍﯾﻦ ﻭ ﺁﻥ ﯾﮏ ﻧﻮ ﻟﺒﺎﺳﯽ ﺯﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ

 

 

 

يادس بخير دكه ها قديمي 

  

 

 

كي دلش سي كي اسوسه 

 

 

خدایا غم فقیری کرده پیرم...

 

دلم ایخوا یه رو زیتر بمیرم... 

 

خدایا سی دله تنگم چکردی...

 

مثاله خاره خشکی من کویرم...

 

خدایا مرگمه کی ایرسونی...

 

که مردن بهتره وی زندگونی..

 

 

با تشكر از مطالب و عكسهاي ارسالي دوست خوبم سرور. 

 

 

 


برچسب‌ها: شعرهاي بختياري
[ جمعه چهارم مهر 1393 ] [ 13:6 ] [ یاسر بختیاری ]

 

 

دلم دلواپسه روزل قشنگه*


دلم سی روزل خوبو چه تنگه*


همو روزل كه دلمومهربون بی*


كه برق هيجا نبی وشوسهون بی*


همو روزل که دوره ی دو و نون بی*


که هر ده آیمی 9تاش چپون بی*


همو روزل که قوری خلخلی بی*


نهارو شوم کره بی شلشلی بی*


دلم سی روزل خش بونه كرده*


يه دنیا غم من اي دل لونه كرده*


خدايا كوچوغمخواری بجورم*


اگرمردم من غربت بشورم*

 

 

 

 

 

 

 

 

 


به گوم گدم سه تا گردنبند نام بُور؟گو :طلا،نقره،گوز!!


گم سيچه گوز؟ گو آخه هر که إگوزنه اننس گردن مو!!

 

 

 

 

 

ﻋﻈﯿﻢ ﻭ ﺳﺮﺑﻠﻨﺪﯼ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ


ﺣﺪﯾﺚ ﭘﺮﺛﻤﻨﺪﯼ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ


ﭘﺮ ﺍﺯﮔﻠﻮﺍﮊﻩ ﻫﺎﯼ ﻋﺸﻖ ﻧﺎﺑﯽ


ﭼﻮ ﻧﺎﺑﯽ، ﺑﯽ ﺩﺭﻧﮕﯽ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ


ﺳﺮﺍﯼ ﻻﻟﻪ ﻫﺎﯼ ﻭﺍﮊﮔﻮﻧﯽ


ﺑﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ


ﺑﻪ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻧﺒﺮﺩ ﺩﺭ ﮔﺎﻩ ﺣﻤﻠﻪ


ﻧﻤﺎﺩ ﺗﯿﭗ ﻭ ﻫﻨﮕﯽ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ


ﺑﻪ ﮔﺎﻩ ﺭﺯﻡ ﺑﺎ ﺧﺼﻢ ﺳﺘﻤﮕﺮ


ﺩﻝ ﺍﺯ ﺭﺯﻣﺖ ﻧﮑﻨﺪﯼ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ


ﻧﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭﯼ ﺩﺍﺭﯼ ﻫﺮﺩﻡ


ﺗﻔﻨﮓ ﭘﺮﻓﺸﻨﮕﯽ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ


ﺩﯾﺎﺭﺕ ﻣﻬﺪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺩﻟﯿﺮ ﺍﺳﺖ


ﺑﻪ ﺗﺎﺧﺘﻦ ﭼﻮﻥ ﺳﻤﻨﺪﯼ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ


ﺷﺠﺎﻉ ﻭ ﺑﯿﮑﺮﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﺷﻬﺎﻣﺖ


ﺑﻪ ﻏﺮﺵ ﭼﻮﻥ ﭘﻠﻨﮕﯽ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ


ﺑﺒﺎﻟﺪ ﺭﻫﺒﺮ ﻓﺮﺯﺍﻧﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ


ﮐﻪ ﻫﺮﺩﻡ، ﻣﺮﺩ ﺟﻨﮕﯽ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ




















" ﺗﻘﺪﻳﻢ ﺑﻪ ﺩﻟﻴﺮﺍﻥ ﺍﻳﻠﻢ ﺑﺨﺘﻴﺎﺭﻯ "


( ﺍﺻﺎﻟﺖ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﭼﻴﺴﺖ؟ )


ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺳﺮﺩﺍﺭﺍﻥ...


ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﻓﺎﺗﺢ ﻃﻬﺮﺍﻥ ...


ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﺷﻴﺮﻋﻠﻰ ﻣﺮﺩﺍﻥ...


ﻛﻪ ﺍﻳﻠﻢ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺍﺳﺖ.


ﻗﻠﻢ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻧﺎﭼﻴﺰ ﺍﺳﺖ


ﻭﺭﻕ ﻧﺎﻻﻳﻖ ﻧﺎﻡ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﺍﺳﺖ


ﻛﺘﺎﺑﺖ ﻟﻴﻚ ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ


ﺯﻣﺎﻧﻰ ﻛﻪ


ﺩﺭﻭﻥ ﺳﻴﻨﻪ ﻯ ﻫﺮ " ﺑﺨﺘﻴﺎﺭﻯ" ﻧﺎﻡ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ.


ﺍﺻﺎﻟﺖ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﭼﻴﺴﺖ؟


ﺍﺻﺎﻟﺖ ﻓﺘﺢ ﻃﻬﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ


ﺍﺻﺎﻟﺖ ﺭﺍﻧﺪﻥ ﺍﺳﻜﻨﺪﺭ ﺍﺯ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ


ﺍﺻﺎﻟﺖ ﺩﺭ ﺷﻜﺴﺖ ﻟﺸﮕﺮ ﻣﺤﻤﻮﺩ ﺍﻓﻐﺎﻥ ﺍﺳﺖ


ﺍﺻﺎﻟﺖ ﺩﺭ ﺗﻔﻨﮓ ﺑﺮﻧﻮ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﺍﺳﺖ


ﻧﮕﺎﻫﻰ ﻛﻦ ﺑﻪ ﺍﻃﺮﺍﻓﺖ


ﺑﺒﻴﻦ ﺍﻣﺮﻭﺯﺩﻝ ﻳﻚ ﺍﻳﻞ ﻣﻰ ﺟﻮﺷﺪ


ﺑﺮﺍﻯ ﺷﻴﺮﺯﻧﻬﺎﻳﻰ ﭼﻮ ( ﺑﻰ ﻣﺮﻳﻢ )


ﺑﺮﺍﻯ ﺁﺭﻳﻮ ﺑﺮﺯﻥ

ﺑﺮﺍﻯ ﻣﻬﺮﺩﺍﺩ ﻭ ﻗﻴﺼﺮ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﻥ


ﺑﺮﺍﻯ ﺧﺎﻥ ﺧﺎﻧﺎﻥ ﺷﻴﺮﻋﻠﻰ ﻣﺮﺩﺍﻥ


ﻛﻪ ﺭﻭﺯﻯ ﺍﻧﮕﻠﻴﺲ ﺭﺍ ﮔﻔﺖ :


ﻋﻘﺎﺑﺖ ﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﮕﺬﺭﺩ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﭘﺎﻙ ﺍﻳﺮﺍﻧﻢ


ﭘﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺎﺝ ﻣﻰ ﮔﻴﺮﻡ


ﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﺷﻴﺮﻩ ﻯ ﺟﺎﻧﻢ.


ﻛﺘﺎﺑﺖ ﻟﻴﻚ ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ


ﺑﻰ ﺍﻏﺮﺍﻕ


ﺑﭙﺮﺱ ﺍﺯ ﺳﺮﺯﻣﻴﻨﻢ ﻧﺎﻡ ﺳﺮﺩﺍﺭﺍﻥ


ﻛﻪ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺳﺨﺖ ﻣﺪﻳﻮﻥ ﺍﺳﺖ


ﺑﻪ ﺧﻮﻥ ﭘﺎﻙ ﺁﻥ ﺷﻴﺮﺍﻥ...














نه دیگر زه ترنه هایم بوی چویل می اید

نه دیگر دستانم توان کرکیت زدن به دار قالی


غروب که می شود هم دیگر مندیر گوسفندان نمی شوم


چشمی ندارم که برایش دو دستمالی برقصم


فقط منتظر امدن ش هستم که صدای قدمهایش


را با گوش بشنوم


{کورش}














ﮐﻠﻪ ﻣﻠﻖ ﭼﯿﺴﺖ!؟
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻓﻨﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻧﻤﺎﯾﯽ ﺟﻠﻮﯼ


ﻣﻬﻤﺎﻧﺎﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺑﺎﻋﺚ


ﮔ ﻮﺯﯾ ﺪ ﻥ ﻭﮐﺘﮏ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯿﺸﻮﺩ :

 

 






نیمه های شب دختری هراسان و نفس زنان وارد خوابگاه پسری جوان شد

که درس میخواند.


گفت، که چند نفر بدنبال او بودندو قصد آزارواذیتش راداشتند.


ازجوان خواهش کرد که اجازه دهد، شب راآنجا بماند.


دختر لباسهای قیمتے زیورآلات فراوان و چهره بسیار زیبایے داشت.


جوان پذیرفت و چون میدانست دختر شام نخورده است

با چند تخم مرغے که داشت نیمرویے برایش حاضرکرد.


تخت خودرا برای دخترمرتب کرد و خودش روی زمین مشغول درس خواندن شد.


سحرگاهان وقتے جوان از خواب بیدارشد، خبری از دختر نبود.


فردای آن روز دو نفر از دربار حاکم به سراغش آمدند

و گفتند حاکم شما را احضار فرموده است.


او با تعجب که حاکم چه کاری می تواند با من داشته باشد همراه شان می رود،


جوان به اتفاق آن دو مرد واردقصر و درتالار با صحنه عجیبی مواجه شد،


دختری که شب گذشته را درخانه اش سرکرد، کنارحاکم ایستاده بود.


حاکم گفت:


دخترمن از دست اوباش گریخت و به خوابگاه تو پناه آورد و تا صبح خواب به چشمانش

نیامد،


آیا درآن خلوت در برابر این همه زیبایے او وسوسه نشدی؟! ازآن شب برایمان بگو...


جوان آستین هایش رابالازدوگفت:


هربارکه وسوسه شیطان سراغم آمد،


دستانم رابا شعله چراغ سوزاندم، تا خود رااز خیالات بد برهانم و شرمنده خدای خویش نشوم.


حاکم روبه جوان گفت:


اهل کجایے؟!


جوان گفت:


بختياريم!؟


حاکم گفت:


تومیری؟!


جوان پاسخ داد: تومیری... ناموسا"...!؟


حاکم باشنیدن نام بختياري اشک درچشمانش حلقه زدوگفت:


درود برشرفت بختياريهاي باغیرت وبسیارخوشحال شدو دخترش رابه عقدآن جوان درآورد

 

مو برم دمبال داستانا بعدي

 














اگوم سیچه منه مناطق خومون

وختی اخوی سی اولین بار تی یکی بخاوسی زت اپورسن:

منه خاو که لنگه لقه نی ونی؟
.
..ینی صاف عادومه حر حساو اکونن.!!













ایی عکس چه اگو؟

 

 



 


اربیر به قیلون گو دو سیلا داری
















یک ضرب المثل شیرین بختیاری(البته همه ضرب المثلهای بختياری شیرینند


بز که عجلس وی سر کنه من تربه چوپون


یا به روایتی دیگه:


بز که عجلس وید؛نونا چوپونه خوره












گلنار بختیار قهرمان اسب سواری، در حال پرش از مانع 2متر و 20سانتیمتری


وی عنوان قوی ترین زنِ سوارکارِ آسیا در 35 سال گذشته این رکورد را تا کنون برای

خود حفظ کرده است

 

 

 










تصادف كرده بيم. افسره گو: کدومتون مقصرین؟

گدم:

والا مو که خوسیده بیدم از همو نفهم بپرس چه کرده؟


 

 

 

 

 

 

 

يادس بخير قديم با اي پيل دنيانه خريد اكرديم.

اما حالا....

.

.

.

.

.

.

نامردا دوربين مداربسته كار نهادن 


برچسب‌ها: شعر و طنز بختياري
[ پنجشنبه سوم مهر 1393 ] [ 10:58 ] [ یاسر بختیاری ]

 

سلامی دوارته به همه بچیل باحال بختیاری.

اولا تشکر کنم سی نظرات قشنگی که ادین

بعدس ازتون درخواست دارم مطلب و عکس سیم بفرستین تا وبلاگنه سریعتر آپدیت کنیم ،

و نظر بدین از چه قسمتها وبلاگ بیشتر خوشتون ایا تا مو بیشترس کنم ،

نظرات ایسا باعث دلگرمی مو ایبو و سعی کنم سرعتر بروز کنم.

 

قربانتون یاسر.

 

 


 

دل مو درختی بی ،به بال جاده

 

به سر دوست ودشمن مو وَندم سایه

 

به سایم هر که نشست یه برگی زُم کَند

 

مِن ره هرکه گذشت؛ یه بَردی بُم وند

 

حالا دی مومندمه؛ بی برگ وتهنا

 

مندمه خوم ودلم؛ دی نیگرم جا

 

کَس نیا سربُم زنه ؛زُم نیکنن یاد

 

کَس نیبره؛ ره به دلم ای داد وبیداد

 

 

http://s5.picofile.com/file/8139801118/q1_12_.jpg

 

 

 

 

تو خُو دردِت نكِشيده به گِروني پَه چه دوني



تَش به جونِت نَنِشَسته كه بِدوني په چه دوني



 تو خو شَو مَه نگذَشتي مِنِ وارا و گُدارا




 تَشِ مِنْ لاشِتِ سَر اَو بِنِشوني په چه دوني



 تو خو نَيدي گُلِ سُهر و گل باوينِه بَهارون



بِدِرا مِنْ دَرِه ها تا كُپِ زوني په چه دوني



 تو خو واگُل نَنِشَستي مِنِ ساواتِ بَليطا



كه بِني قَول و قراراتِ زَووني په چه دوني



 تو خو چوغاتِ نَكِردي وَر و بِرنوتِ نُبردي



زين كُني اسب و بِري بِلگِه بُروني په چه دوني



 تونَبيدي شَوِ پَلْ كَندَنِ تهمينه به وارا



گاگريوْ رُستم و سُهراوِ بِخوني په چه دوني



 كُرِنِ دِشْمِنِ بَو كِهنو پَلا داسِ بُريدِن



سَرِ سُهراوِ بُريدن به جَووني په چه دوني



 گرمسير بَرزِيَرُم كِرد وگُلُم مَندِ به سَرحد



شِلْ شِلِ باد اِكُنِه نامه رِسوني په جه دوني









 

ﭘﺪﺭﻟﺮ : ﻣونه ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﯼ ﯾﺎ ﺩﺍﺗﻪ؟


 ﭘﺴﺮﻟﺮ : ﻫﺮ۲ﺗﺎﺗﻮﻥ


 ﭘﺪﺭ: ﺍﮔﻪ ﻣﻭ ﺑﺮﻡ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺩﺍﺕ ﺑﺮﻩ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﺗﻮﮐﻭﯾﻪ ﺍﯾﺮﯼ؟


 ﭘﺴﺮ : ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ

 

 ﭘﺪﺭ: ﺧﻭ ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻮ ﺩﺍﺗﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﯼ !


 ﭘﺴﺮ : ﻧﻪ ﻣﻭ ﻓﺮﺍﻧﺴﻩ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﻡ .

 

 ﭘﺪﺭ: ﺍﮔﻪ ﻣﻭ ﺑﺮﻡ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﺩﺍﺕ ﺑﺮﻩ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺗﻮ ﮐﻮﻩ ﺍﯼﺮﯼ؟


 ﭘﺴﺮ :ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ


 ﭘﺪﺭ: ﭖ ﺳﯽ ﭼﻪ؟


 ﭘﺴﺮ : ﭼﻮﻥ ﻗﺒﻸ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﺭﺩﻭﻣﻪ


 ﭘﺪﺭ: ﮐﺮﻩ ﺧﺮ ﺣﺎﻻ ﺍﯼ ﻣﻮ ﻭ ﺩﺍﺕ ﺑﺍ ﻫﻢ ﺑﺮﯾﻢ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﺗﻮ ﮐﻮﯾﻪ

 ﺍﯿﺮﯼ؟
 ﭘﺴﺮ : ﺍﯾﻤﻮﻧﻭﻢ ﻫﻤﯾﭽﻮ .


 ﭘﺪﺭ : ﺣﺎﻻ ﺳﯽ ﭼﻪ؟


 ﭘﺴﺮ : ﭼﻮﻥ ﺣﻮﻧﻪ ﺧﺎﻟﯿﻪ !!!









http://s5.picofile.com/file/8108149792/01a%D8%B1q_11_.jpg

 

 

 



به یکی گودن معتادی گود نه جان خوت فقط آموختسوم .

 

 

http://s5.picofile.com/file/8108818568/1535456_233379840167971_2027197341_n.jpg

 

 

اسو خوبیدکه داس و برزگر بید

زغمها و غصه ها دل به در بید

همه راضی به نون وماست وخرما

كه هر خورزا زحالوش واخبر بید

نشستن مردمون جفت چاله

تلیت دوغ اکردن من پیاله

اخردن دست جم وا نون تیری

زخوشحالی ازیدن هو وگاله

حلا سوسیس وهمبرجا تلیته

به محضی که خوری گره گلیته

کجه سسهای تند وتیز هندی

اگیره جای کلخنگ وبلیطه؟

 

 

http://s5.picofile.com/file/8139801050/q1_10_.jpg

 

 

 

 

مه ﺧﺪﺍ ﺯت ﺳﻬﺮﺍﺏ؟


 ﺳﯿﭽﻪ ﻗﺎﯾﻖ ﺳﺎﺧﺘﯽ؟


 ﺳﯽ ﭼﻪ ﮐﺮﺩﯾﺶ ﻣﻦ ﺍﻭ؟


 ﺩﺭﺩ ﺩﻝ ﺑﯽ ﺧﻮﻡ ﯾﮏ ﺭﻧﮓ ﺑﮑﻦ


 ﻧﯿﺨﻮ ﺩﯾﺮ ﻭﺍﺑﯽ ﻭﯼ ﺷﻬﺮ ﻏﺮﯾﺐ


 ﺷﻬﺮ ﻭ ﺷﻬﺮ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺮﯼ


 ﻫﯿﭻ ﻭ ﻣﻦ ﺩﻫﺴﺖ ﻧﯽ


 ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺁﯾﻤﻠﺶ ﻣﺜﻞ ﯾﮑﻦ


 ﺭهتنت ﺑﯽ ﺛﻤﺮﻩ


 ﻭ ﺩﻝ ﺳﺎﺩﻩ ﯼ ﭘﺮ ﺩﺭﺩ ﺳﭙﻬﺮﯼ ﺗﻮ ﺑﮕﻮ


 ﮔﻮﺵ ﻭ دل سوهتم کن


 ﭘﺸﺖ ﺩﺭﯾﺎ ﻫﯿﭻ ﻧﯽ


 ﺑﺨﺪﺍ ﺧﻮﻡ ﺭهتم


 بسکه ﺍﻭ و ﻧﻤﮑﻪ


 ﺗﯿﻠﺖ ﺳﻮﺯ ﺍیدﻥ


 ﺗﻮ ﺑﯿﻮ ﮐﯽ ﺳﻬﺮﺍﺏ


 ﻧﺮﻩ ﺑﯽ ﻗﺎﯾﻖ ﻭ اﯼ ﺷﻬﺮ و ﺩﯾﺎﺭ


 ﮐﻪ ﭘﺸﯿﻤﻮﻥ ایبوی ...


http://s5.picofile.com/file/8139800684/q1_3_.jpg

http://s5.picofile.com/file/8139800884/q1_7_.jpg

 

جاتون خالی ناهار عروسینه زیدیم.

 

 

 

 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8139800768/q1_4_.jpg

 

درفراق تودلم همچون بلی، پیلو، پکهسه است


جای نیش گنج نگاهت برروی دلم پندو کرده


هرشب بی تو مرا تپ تپو میگیرد


 و خوهای وارو وارو میبینم !


 نمیدانم چه باسم کرده...


 

 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8139800618/q1_2_.jpg

 




طب سنتی شیوه درمان یرقان در بختیاری دوستداران صفحه اگر تجربه یا مطلبی دارند اضافه نمایند
 شیوه درمان یرقان در بختیاری نیز بسیار شگفت و جالب است. برای درمان یرقان ابتدا موهای سر بیمار را می تراشند و بعد پوست سر او را تیغ تیغ می زنند، به طوری که خونش بیرون بزند و جاری شود. بر روی سر او نمک و فلفل می ریزند و با دستمالی آنرا ماساژ می دهند. بعد از این مرحله لباس های بیمار را از تن به در آورده و او را لخت می کنند و در یک سینی می نشانند. یک بزغاله چاق را ذبح می کنند و آن را بر درختی می آویزند تا تمام خون بز بر سر و روی و بدنش بریزد. سپس او را می خوابانند و سه ساعت بعد او را با آب سرد می شویند. بعد از شستن مقداری برف بر سرش می گذارند. در این هنگام برای چند روز از خوردن نمک، فلفل و گوشت باید پرهیز نماید. تا چندین روز باید با آب سرد استحمام نماید. در مدت چند روز، نمک را بر آتش داغ می کنند و پس از خنک شدن بر سرش می ریزند تا به اصطلاح زردی اش فروکش کند. زنان و دختران را نیز به همین طریق.
 

 

 

 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8139800842/q1_6_.jpg

 


پشتم کوه . پیشم کمر . دورم تفنگ دار


 حاضرم صد تیر خوروم سی دیدن یار


 صد سوار صد گرز به دست صدتانظامی


 عاقبت وا بگومت نور تیامی ...

 

 

 

 

 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8139800584/q1_1_.jpg

 

 

 




دام گو آو ﺟـﻮﺵ ارﻳـﺰﻱ ﺑــﺴـﻢ ﺍ … کن !!!


 شایت ﺑـﺮﻳـﺰﻱ ﺭی ﺑـﭽﻪ ﺟِـﻦ |:


 اگومس : ﺁﺧـــﻪ دا ﻣــهربونوم، دا عزیزوم


 پمــر ﺟـﻨـﻬـﺎ ﺑـﻴﮑﺎﺭﻥ بچلسونه ﺑﻴﺎﺭﻥ منه ﻇـﺮﻓـﺸـﻮیی ایما!


 هیجا نه هو هم منه ظرف شویی؟؟!!


 اگود : خو تیل جنه ﺩیه ؛ هرکاری هم ز یه تیل جـن بگوی بر ایا.




 

http://s5.picofile.com/file/8139801026/q1_9_.jpg

 

 



سرود دُوا لالی(داماد لالایی) با مقام و ملودی موسیقایی ویژه و منحصر به فرد در بختیاری...



 پل بوندین، پل بوندین، چو انار ترکه کنار


 تا بیاهه، بگدرته، شا دُوا وزنه سوار




 پل بوندین، پل بوندین، چو انار، ترکه دولا


 تا بیاهه، بگدرته، نو بهیگ وا شا دوا



 مه چارده، مه چارده، ز پس کُه مَدِرَو


 نوبهیگ مون، مه ماله ایدراهه منه شو



 به چینین آستاره هانه بکنین بند سیزنس


 مه و افتونه بگوین تا که بیان سی دیدنس



 اسبونتونه، زین بوندین، همه مون وابویم سوار


 نودوامون، به نیامون، اروه خذمت یار



 

 

http://s5.picofile.com/file/8139801168/q1_13_.jpg

 

 



این ها مردم مظلوم سنی غزه و بلوچستان و ... نیستن!!!!


 بلکه مردم ظالم شیعه ی زرستان در شهرستان ایذه خوزستان هستن!!!!


 مردم تشنه ای که تنها تا سد کارون سه هشت کیلوتر فاصله دارن!!!


 اما برای کمی آب در سختی و مشقت هستن و دولتی که از اسم اسلام تجارت می کنه

و هیچ بویی از اسلام نبرده هیچ توجهی بهشون نداره


 کاش این ها سنی بودن تا مظلومیتشون رو دنیا فریاد میزد


 

 

http://s5.picofile.com/file/8139800826/q1_5_.jpg

 

 

 

 



بدانیم فرهنگ بختیاری به ما می آموزد به هم مهر و محبت و عشق داشته باشیم

و در شادی و غم شریک هم باشیم و در مقابل کار نیک خود منتظر پاداش نباشیم

که اگر مادران و پدران بختیاری منتظر پاداش بودند امروز پولداران زمین خدا بودند.

 

 

 

 

 


كلاشم قنطاق طلا سه ميخ چينی

 

 

دلم خواست که ایچوبوی تيم بنشينی

 

 

 

خوم وخوت گپ بزنیم زدرد دیری

 

 

بخدا عزیزمی تا روز پیری؟

 

 

 

 

 

 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8139800950/q1_8_.jpg

 

 




ﺩﻣﺖ ﮔﺮﻡ ﭼﻘﺪ ﻭﺍﺭﺩﯼ ، اصن بینی زه کچیری ﮐﺎﺭِﺕ یو بیده ،

ﺭﺍﺳﺖ ﺑﮕﻮ خورزمار ﮐﻼﺱ


 ﺭدﯽ ﯾﺎ ﺧﻮﺕ ﯾﺎﺩ ﮔﺮدﯽ ؟؟ !!
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .


چخان کردن شصخ ﻣﺎﺳﺎﮊ ﮔﯿﺮﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﻣﺎﺳﺎﮊ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﻗﺼﺪِ شیر کردنس ﻭ ﮔردنِ ﻣﺎﺳﺎﮊِ ﺑﯿﺸﺘﺮ



















یه گوشی اپل خریدمه ایقد قشنگه البته مدل ایرانیسه عکسسم گرهدم سیتون


.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

http://s5.picofile.com/file/8139801076/q1_11_.jpg

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: عشق به ایل
[ سه شنبه هجدهم شهریور 1393 ] [ 22:43 ] [ یاسر بختیاری ]

 

با سلام به همه گویل و دَدویل خیفم.

 

آهنگ در حال پخش از آلبوم کنار استاد عزیزم آقای رحیم عدنانیه

 

حتما ای آلبومنه بستونین و گوشس بدین.

 

 

http://www.ibnanews.ir/images/docs/000008/n00008331-b.jpg

 

 


 

 

منه جاده کوهرنگ- فارسون ترافیک بی،


یکی ز راننده‌ها ز یه پیا اپرسه چه خبر وابیده؟؟؟


پیا گود: يه آخونده گروگان گرهدن، گودن یا 100 میلیون تومن اِدین

یا بنزین اریزیم ریس و تش اِزنیم بس.


دولت هم اگو پیل ناریم، ولی مردم اویدن سی کمک کردن!!!


راننده گود: خو تا حالا چقدر کمک وابیده؟؟؟


پیا گود: دیه هرکی به اندازه خوس کمک اکنه...


1 لیتر ...2 لیتر !!!

 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8138255926/0_1002_2_.jpg






وای چه خوبه مال بار کنه یارت وابات بو


کمیتچال زین مخملی به زیر پات بو









http://s5.picofile.com/file/8138255934/0_1002_3_.jpg




لالایی‌ها علاوه بر داشتن جنبه موسیقایی و آرام‌بخش بودن ،

تنها به منظور خواباندن کودک به کار نمی‌روند.

با دقت در مضامین و درون مایه‌های آنها،

می‌توان داده‌های مهم فرهنگی و اجتماعی فراوانی از لالایی ها به دست آورد.

این مضامین در واقع خود منعکس کننده آرزوها،

خواسته‌ها، تلاش و کوشش‌های مادران برای اداره زندگی و

در کل آیینه تمام نمای زندگی اجتماعی و محیط پیرامون آنها است.

از لحاظ موضوعی در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان مضامین لالایی‌های لری و

بختیاری را شامل این موارد دانست:

انعکاس مهر و محبت و آرزوهای مادران در لالایی‌ها،

دلتنگی های مادران ، تأثیر طبیعت و نوع زندگی مردم در لالایی‌ها،

اشاره به مسائل مذهبی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و ...


لالا لالا لالا لالات و نازه


بالش زير سرت مخمل تازه


لالا لالائي ت كنم تا مادر ايه


گوساله گو كويي و شير بيايه


گواره ات بَوَم و شاخ بيدي


لالا لالات كنم و يه اميدي


سماور جوش زنه اَشير ميشو


دلم پر مي زنه سي قوم و خويشو





لالالالات كنم خويت نمايي


بلنگت مي كنم ويرت نمايي


لوه لوه كم سيتن دلم


روز و بالينم شو و بغلم


چيمم چيمه را مال بوه ته


گوشم دا و دنگ لوه لوه ته















http://s5.picofile.com/file/8138255884/0_1002_1_.jpg






سر کوه بنگ زنوم کس نگوهه ..ها


کی باریک بالا بلند ورستا وا پا


سر کوه بنگ زنوم یارم بیو وادیاری


تاریکی وسته بمال سی چه نیاهی


هرچه که دوندال کنوم سه دل یاروم


نیله نه سوار وا بیو وا دیاروم


خداوندا هرچه غمم وندی بباروم


غم یار


غم شکال


غم تفنگوم


{کورش}








بعضی وقتا که خومه وا یه جغله خارجی مقایسه اکنوم دلوم اخو بزنوم وا مزگ!
 
جغله خارجی اره اگو: اووووو مامی پاپا یه دختری انتخاب کردم واسه همسر آیندم!


 پدر مادرس هم اگون اوه عزیزم چه انتخاب هوشمندانه ای تبریک میگم!
 
حالا مو اروم اگوم حضرات یه حور پری زیر نظر گرهدومه


 بووم اگو کمرت بورست ایقد دودر خوو هد وا صاف ری دست نی سر یه ول کرده!


 دام هم اگو وووی ووووی ووووی ایما خومونه کِر هونون نیزنیم خانواده شری هدن!


 گوویلوم هم هنی اسم دودره نشنیدنه همه ابوون مثه برد پیت اگون کل درگل طایفسون وامون رفیقن!


 مو خوم دونوم وا ای روند که پیش برم صد درصد نسلوم منقرض ابووه و مثله دایناسورا عکسومه زنن سر آدامسها!

 







دورگل مه سه چی ز کرگل سرترن!!


1:نمره گردن ز استاد


2:ماشین گرهدن مه خیابون


3:که ز همه مهمتره لایک خردن مه فیسبوکه










http://s5.picofile.com/file/8138256234/0_1002_9_.jpg


نوه چندي سي ننه عزيزه قربون همه ننيل مهربون


لبخندت تعادل شهررا بهم ريخت،توبخند..

مو اخوم تش اوفته به شهر اريم مال.

 

 

 

 

 

 




دیشو دیر مجال خاوسیدوم ینی دم دما صوب بید که خاوُم بُرد

ظهر که بیار وابیدوم دیدوم همه اگون ساعت 7 زمین جُنبه وابید ؛

مو که هیچی حس نکردوم ؛

سیل هم عر بیوید بازم مو لنگ نیجنبیدوم ز خاو نیورستادوم ....

عادت دارم شُو لوحد بخاوسوم هیچی وروم نبید ..

ولی خدانه شورگ که بخیر گوذشت نتروم تصور کونوم با لودر مونه لوحد و

عور ز زیر خروار آوار در بیارن پشق مستقیم وابوم سی جهانیایان....

ووووووووی خدا او روزه نیاره.....















انواع بوها در ساعات بعضي اداری دولتی خوم به شخصه استنشاق کردوم.

(همه نه ها فقط بعضياسون)



بُو دهون : ز ساعت 8 تا 9 صوب!



بوُ نون پنیر خیار و چاهی ز ساعت 9 تا 10



بُو عرق زیر چل 10 تا 12


بُو جوراو 12 تا 1



بو مخلوط عرق , جوراو ؛ گلاب ؛ موقع نماز ظهر



بو نهار ز ساعت 1 تا 2 بهد ظهر



بو قارشت پیاز و گوزو کشکاور2 الی 3 بهد ظهر!!



 

 








http://s5.picofile.com/file/8138256068/0_1002_6_.jpg




ز مردون وسوارون دی خورنید


دیه گرت وغواری ز کهر نید


به غیر برد شیر سینه مزارا


نشونی دی زشیرون ظفر نید


همه رهدن پیایل واتفنگا


زبنگ برنو وگویل اثر نید


تیامون پر زحرس ودل پر خین


که لامردون پتی وشیر نر نید .


















محض خنده.....
**********
دورگل دوس دارن به پیایی شی کونن که:


مث شیر قوی . مث خر کاری. مث سگ باوفا. مث میمون بامزه.

مث خروس هم با غیرت بووُ.

ولی وختی شی کردن تازه افهمن میره سون:


مث شیر بیرحم.مث خر نفهم .مث سگ هار . مث میمون لیش .

و مث خروس هپرون ائیارن به مرغا اچوسنن بسون.



















مو تازه نومزد کرده بیدوم من یه مسابقه شرکت کردوم مونو یه امریکایی

ردیم فینال گودن هر کی با گلوله زینه خوسه کشت قهرمانه

و پیل بس ادیم دیوید رد داخل اوید بیرون گود او مای گاد

نو نتروم زینومه بکوشوم و زید وا سر مو ردوم داخل اویدوم بیرون

گودوم ریدوم منه سر بووتون تخم حرما تیر مشقی بم دادین

با صندلی کشتومس


حالا باز دنبال زینه اگردوم کسی هد؟



















یه توصیه به دورگل کیمند.


هر وخت یه زینه فضول منه عروسی یا فاته خونی دیدتون...


عر بتون گود: سیچه هنی شی نکردی ....


بس بگو عشق اول تا عاخر مو میره تو بید که هو هم پهرست.


تا دیه خوس بو سوعال نکونه.فضول.


















بوو امین : ایر کنترل مملکت دست مو بی همه جانه گلستون اکردوم ..


امین : والا تو یه کنترله تیلویزون دستته ریدی منه اعصاو ایما !!!











قبلنا ﺭﻗﺎﺑﺖ ﻋﺸﻘﯽ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺑﯿﻦ 3 ﻧﻔﺮ بی ﮐﻪ آخرس ﯾﮑﯽ موفق وابید !!!


ولی ﺍﻻﻥ ...
.
.
.
.
.
.
وا ﺑﺎ ﮐﻞ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻋﻀﻮ ﻓﯿﺴﺒﻮﮎ ﻭ ﯾﺎﻫﻮ ﻭ ﺗﻮﺋﯿﺘﺮ ﻭ ﮔﻮﮔﻞ


ﭘﻼﺱ و لاین ﻭ ﻫﻤﮑﻼسیا ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻭ ﺩﺭﻭ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻭ


ﻭﻟﮕﺮﺩﺍﯼ مِنه ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﮐﻨﯽ !!!















http://s5.picofile.com/file/8138255984/0_1002_4_.jpg





انتظار دیدنت کرده خماروم/



تیپ بزن گیوه بپوش بیو وا دیاروم.






عشق گل زی به سرم دی کرده پیرم .

 

جور رئیس اگاهی دا حکم تیرم








ﭼﯽ ﮐﻤﻮﺗﺮ ﻣﻨﻪ ﻗﻔﺲ ﺳﯿﺖ ﺍﺯﻧﻢ ﭘﯿﺖ

ﺩﻟﻮﻡ ﮐﻪ ﺗﻨﮓ ﺍﺑﻮﻩ ﭘﯿﺎﻡ ﺍﺩﻭﻡ ﺳﯿﺖ


ﺑﻨﺎﻟﻮﻡ ﺯ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﯾﺎ ﻏﻢ ﺩﯾﺮﯾﺖ ؟

ﺍﺭ ﺑﺪﻭﻧﻢ ﺩﻟﺨﻮﺭﯼ ﺧﻮﻣﻪﮐُﺸُﻢ ﺳﯿﺖ







کوه به کوه سیل اکنم، دریا به دریا..

 

کی اياى بینمت سالار دنیا












http://s5.picofile.com/file/8138256250/0_1002.jpg



حضرات صوب بخیر.


یو دیه چه دنگیه چالش آو سرد؟!!


چلنج یا چالش.... ای چلنج وابوی به حق سلطونبراهیم.


منه ای بی آویی سیچه آونه علکی هدر اکونین.


بقول رئیس جومبور محبوب اسبق مون آوه سرده وا بریزی

همچوکه ایسوسه!!!


در مصرف آو کوشا باشیم. 









http://s5.picofile.com/file/8138255992/0_1002_5_.jpg




یه خاطره سیتون بگوم.


یه بار تاوستون رهده بیدوم بحونه کَسونومون که دالو تاته بیدن.


تازه ز ره رسیدوم دالو یه صرفه کشید سیم شوم بمون داد خردیم ؛

ز بسکه حیردو تللو بیدوم پا صرفه خاوم بُرد .


دالو دید که مو خسته هدوم عوید چادرس کشید ریمو دیه بیاروم نکرد.
.
منه خاوه بیاری بیدوم که دیدوم تاته (پير مرد) هم ز ره رسید

لواساسه کندو نشست جفتوم.


همیجور که دمر دراز کشیده بیدوم دیدوم دستس کشید ری (ق وم ب ل وم)


شروع کرد به نوازش کردن هی اگود بطول بطول ادونی چن وخته تی یک نخاوسیدیم؟


یاد او سالا بخیر که خوم خوت جوون بیدیم.تا صوب عشقبازی اکردیم.


حالا مو هم ز خجالت جریت نیکونیم به تاته بگوم بخت بئوت دستته بکش مو بینامم


یهو دیدوم قاطی کرد قارنید بطول مر با تو نیدوم وری دیه...


مو هم دیدوم اوضاع پسه ز جام ورستادوم یه عان منه تیا تاته تی منه تی وابیدیم و جستوم ز توُ بدر...


لخت و مادرزاد بید......


منظورم ز گودن ایی خاطره بعزی چیا به سندوسال نید به دله دل.


اینشالا که همیشه دلتون جوون بوُ.




















گوئم ره که کارنامه س بگره..


بوئم گو : بنه اگومت چه: به سلطون بروهیم ایر که قبول اوبیدی که هیچ...

ایر قبول نـَع اُوبیدی نه مو تونه ایشنم نه تو مونه فهمیدی چه گدومت یا نع؟؟؟


هچی گوئم ره کارنامه ن گرهد و ورگشت , سرکیچه بوئمه دید .

بوو زس پرسی ها قبول اوبیدی؟


گوئم گو : خرزمار به جا نیارمت کُر کینی؟ چه کسی؟ مونه ز کجه ایشنی؟؟؟














معلمِ تاریق زم اپرسه نادر شاه چند تا زن داشت؟


گودم :یکی. معلم گو :درست نیست.


 گم :خو دوتا. معلم گو :غلطه .


 گم :په چندتا ؟؟ معلم گو: 90 تا.


 گم : هی بوم هی ، په ینی هیچ شولار نیکرد پاس؟



البرده نونم سيچه بم تك دا.








http://s5.picofile.com/file/8138256168/0_1002_8_.jpg




عاقا ز مینی بوسا اصفهون شهرکرد پیاده وابیدوم

یه تاسکی سمند دربست کردوم سی چلگرد .....

اولس یه عاهنگ ز علادین ناده بید یواش رارنده گی اکرد...

بهدس که رهد سر عاهنگ بهدی ز لیلا فروهر بید

رارنده یکم سرعتس بیشتر کرد ....

ای عاهنگ که تموم وابید رهد سر عاهنگ بهدی

داریوش خوند (برادر جان) عاقا منه گردنه ها بیدیم

یارو زید بغل سگارس ریشن کردو زید وا بنگ

  تو نگو گئوس تازه مرده بید......

یه مَن خاک هم رهد منه سر خوس و گریوست ....

دیه داریوش هم تموم وابید ....

سوار ماشی وابید ....عاهنگ بهدی ابی بید ...

معمولی ارهد دیه دفه توشمال شروع وابید

عاقا یه تیکافی زیدمنه ایی سربالایی ها

که نگو رسیدیم گردنه نعل اشکونن عاهنگ چوبازی شروع وابید


دیه اینقد سرعت داشت که پلیس نامحسوس بالا گردنه گرهدس....

یه قضب جریمه 200 هزار تومنی.


مو هم بس گودوم حالا خردیس.























ممد و رفیقاس اخواستن یه یخچال سای بای ساید ببرن طبقه پنجم یه ساختمونی


تا طبقه چاروم ارن , ممد اگو بل بروم بینم چقد دی منده ,

اِره و ایا اگو بچل یه خبر خوو داروم سیتون یه خبر بد


بچل اگون خو بگو بینم


ممد اگو خبر خوو یونه که یه طبقه دی بیشتر نداریم تا یخچالکه برسونیم

و خبر بدم یونه که ساختمون اشتواه اویدیم ساختمون جفتیه





















رهده بیدوم بیمارستان ملاقاتی یکی ز فامیلا...


منه راهرو بیدوم دیدوم یه پرستار بنگوم کرد خیلی هم ملوس بید .


دیدوم بم گود ابو یه لحظه بیاین منه اطاق آزمایش کارتون داروم.


مو هم تی خوم گودوم باوا دمس گرم په ای فیلما خارجی خاک منه سری حقیقت داره.


خلاصه رهدوم منه اطاق دره بست ..

اشاره بم کرد بیا منه دستشوریی دیه دل منه دلوم نبید....


رهدوم منه دستشوری دیدوم یه تاته ( پیرمرد) سره ویلچر نشسته....


پرستار گود: میشه کمک کنی ای آقا ادرار کونه.



میخایم آزمایش ادرا ازش بگیریم.اگه میشه کمک کنید ماسماسکشو بگیرید تا بشاشه تو این لیوان.....


یه چن دیقه ماسماسکسه نادم منه لیوان دیدوم خوری نید یکم انتهاس موژنیدوم ( فشار دادوم) شانس اوردوم تاته میزنید (شاشید)

اندی واسکی مِکس بزنم...!!!














http://s5.picofile.com/file/8138256100/0_1002_7_.jpg






انهائی که با این مشکها اب خوردن مزه اش را میفهمند البته با کاسه روی یا مسی


برچسب‌ها: طنز بختياري7
[ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ] [ 10:9 ] [ یاسر بختیاری ]

 

http://s5.picofile.com/file/8134099050/as1_10_.jpg

 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8134099868/as1_22_.png

 

 

یه جک باحالی یکی سیم تعریف کرد


ولی نتروم تایپس کنم


خسته ام افهمین ؟؟؟خسته


ایسا بحندیدن بخدا خیلی حنده داره


بمو اعتماد کنین





http://s5.picofile.com/file/8134100176/as1.png









 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8134098984/as1_8_.jpg

 

کُنار غریوُم ،که بردِه نصیووم









 

 

http://s5.picofile.com/file/8134098568/as1_3_.jpg

 

 

جایی که بیدن و نبیدنتون فرقی نیکنه


نبیدنتونه انتخاو کنین


بخدا ز مو ب ایسا نصیحت


ایطوری به بیدنتون احترام نهادینه


دیدمه که اگوم


ترجمه جمله "هاروکی موراکامی"














http://s5.picofile.com/file/8134099142/as1_11_.jpg



دست های کوچک تو،

محرومیت نمی فهمند،

تو بزرگترین مینیمالیست تاریخی!!!

ازسمیرابابادی عکاشه
















http://s5.picofile.com/file/8134098918/as1_7_.jpg


مبتلایم موبه شوگار تیات


عاشق دردم وبیمار تیات


همه آبادی وشهر واخورن


که منم زخمی ناکار تیات



شعر از فریده چراغی (ممیرا)














http://s5.picofile.com/file/8134099192/as1_13_.jpg




«صبوری»

خستگی ات را

پشت لبخندِ ایلیاتی ات پنهان می کنی

چشم هایت راپشتِ «پَل هایت1»،

روشنترازآفتاب کوهستان

که پشت هیچ شبی نمی ماند،

سادگی ات،

صبوری ات را«هیجار2»کرده است...

1-گیسو
heyjar2-،فریاد

مجموعه شعرنفرین شبدرها،سروده ی سمیرابابادی عکاشه،ص22









http://s5.picofile.com/file/8134099242/as1_14_.jpg




كباب فقط كباب بختياري!


هر كي گو چنس كمه؟؟؟


http://s5.picofile.com/file/8134099976/as1_24_.jpg




سي تش و ديلاق شيرم باي كر كلو...

 

 

 

 

 

 




http://s5.picofile.com/file/8134098718/as1_5_.jpg




ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺑﯿﺪ


ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺩﯾﺪ ﯾﮑﯽ ﺯ ﺣﻀﺮﺍﺕ ﻣﻨﮕﺲ ﭼﻮﺭﻩ ﺑﺲ ﮔﻮﺩ ﭼﺘﻪ؟


ﭘﯿﺎﮐﻪ ﮔﻮﺩ ﺷﻮﻡ ﺑﻢ ﻧﺮﺳﯿﺪ . ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺯ ﻓﯿﻠﻤﺒﺮﺩﺍﺭ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﻭﯾﺪﺋﻮ ﭼﮏ ﮐﺮﺩ
.

ﻭﯾﺪﺋﻮﻧﻪ ﭼﮏ ﮐﺮﺩﻧﻪ ﺩﯾﺪﻥ ﺑﻪ ﺟﺎ ﯾﻪ ﭘــــُﺮﺱ ﺩﻭ ﭘﺮﺱ ﺧﺮﺩﻩ ...ﻫﻮ ﻫﻢ ﺩﻭ ﻟــــُﭙﯽ 

ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺑﺲ ﮔﻮﺩ ﺣﻮﻧﺖ ﺧﺮﺍﻭ ﺗﻮ ﺧﻮ ﺩﻭ ﭘﺮﺱ ﺧﺮﺩﯼ.


ﮔﻮﺩ ﭘﯿـــــــــــﺎﺯ ؛ ﭘﯿﺎﺯ ﺯﺯﺯﺯﺯﺯﺯﺯ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻣﻨﺴﺘﯽ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﺨﺮﺩﻭﻡ ﺑﺪﻫﻮﻧﻮﻡ ﺗﻮﻡ ﻧﺪﺍﺩ













http://s5.picofile.com/file/8134099292/as1_15_.jpg





یاد اون دوران بخیر. ما با این تریلی ها ارهدیم دبیرستان

تریلی شرکت نفت.
 
















http://s5.picofile.com/file/8134099576/as1_19_.jpg





چهار لنگ وهفت لنگ چینی هم به بازار اوید.خدا منه کولت....


 

 









http://s5.picofile.com/file/8134099342/as1_16_.jpg



 يه پيايي منه بانگ 100 ميليون برنده ايبو 

رئيس بانگ به کارمنداس اگو کى تره بره بِس يجورى خَور بده تا سکته نکنه !؟؟

یکی ز کارمندا داوطلب ايبو و ايگو من ميترم ٬

خلاصه کارمنده اِره درحونه ى پيا برنده و اگو :

اير 100 ميليون منه بانگ برنده وابوي چی کنى؟

يارو اگو : 1 ميليون تومنس اِدُم به خوت ٬

کارمند بانگ هموچو سکته ايکنه !!!



















http://s5.picofile.com/file/8134098842/as1_6_.jpg



ﺍﯼ ﺩﺭﯾﻐﺎ ! ﺁﻥ ﮔﺬﺭﮔﺎﻫﻬﺎﯼ ﺳﺨﺖ ﺍﯾﻞ ﮐﻮ /! ﺑﺎﺭﺵ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﮐﻮﭺ ﺟﻤﻌﯽ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﮐﻮ !


ﮐﻮ ﺷﺠﺎﻋﺖ ﮐﻮ ﺑﻪ ﻫﻢ ﭘﯿﻮﺳﺘﮕﯽ؟/ ﮐﻮ ﻧﺸﺎﻧﯽ ﺯﺍﻥ ﻫﻤﻪ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ؟


ﺗﺎ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺍﻓﺘﻢ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ « ﺍﯾﻞ » ﻭ « ﻣﺎﻝ »/ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﺑﺮ ﺭﺍﻩ ﻋﻘﻠﻢ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ


ﻣﺮﺩﻣﺎﺕ ﺍﯾﻠﯿﺎﺗﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ/ ﯾﺎ ﮐﻪ «ﺍﯾﻠﻢ» ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ




http://s5.picofile.com/file/8134098484/as1_2_.jpg











http://s5.picofile.com/file/8134099484/as1_18_.jpg





ﺩﺍلوﻡ ﺩﺍﺷﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﺍﺧﻮﻧﺪ ﯾﻬﻮ ﺩﺍﺩ ﺯﯾﺪ : ﺍﻟﻠﻪ ﺍﮐﺒﺮ ! ﺍﻟﻠﻪ ﺍﮐﺒﺮ !

ﺩﻭﻧﯿﺪﻭﻡ ﮔﻮﺩﻭﻡ : - ﭼﻨﻪ ﺩﺭ ﺍﺯﻧﻦ؟ گو - ﺍﻟﻠﻪ ﺍﮐﺒﺮ !

گودوم_ ﮔﻮﺷﯿﺖ ﺯﻧﮓ ﺧﺮﺩ؟ گو - ﺍﻟﻠﻪ ﺍﮐﺒﺮ !

ﺷﻮﻡ ﺳﯿﺖ ﺑﻬﻠﯿﻢ؟ - ﺍﻟﻠﻪ ﺍﮐﺒﺮ !

 ﻣُﻬﺮﺕ ﮔﻢ ﻭﺍﺑﯿﺪﻩ ؟ - ﺍﻟﻠﻪ ﺍﮐﺒﺮ !

 ﮐﺴﯽ ﻃﻮﺭﯾﺲ ﻭﺍﺑﯿﺪﻩ ؟ - ﺍﻟﻠﻪ ﺍﮐﺒﺮ !

ﺟﺎﯾﯽ ﺳﻮﻫﺪﻩ . ﺯﯾﺮ ﮐﺘﺮﯾﻨﻪ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﻮﻧﻮﻡ . - ﺍﻟﻠﻪ ﺍﮐﺒﺮ !

 ﺟﮏ ﻭ ﺟﻮﻧﻮﺭ ﺩﯾﺪﯼ ؟ - ﺍﻟﻠﻪ ﺍﮐﺒﺮ ! ﮔﻮﺩﻭﻡ ﺧﻮ ﯾﻪ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﺑﮑﻮﻥ !! ﺑﺎ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﺩﺍﺩ ﺯﯾﺪ : - ﺍﻟﻠﻪ ﺍﮐﺒﺮ !

( ﺩﺳﺘﺴﻪ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻋﻼﻣﺖ ﺁﻟﺒﺮﺍﺕ ﺗﮑﻮﻥ ﺩﺍﺩ )

ﻧﻤﺎﺯﺱ ﺗﻤﻮﻡ ﻭﺍﺑﯿﺪ ﮔﻮﺩ : ﯾﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﮔﻮﻡ ﮐﺎﻧﺎﻝ ﻋﻮﺽ ﻧﮑﻮﻥ .

ﺩﺍﺷﺘﻮﻡ ﺩﯾﻼ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﺳﯿﻞ ﺍﮐﺮﺩﻭﻡ. آلبرده ﻧﻔﻬم















http://s5.picofile.com/file/8134098450/as1_1_.jpg



ﻫﻤﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺳﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ...


ﻭﻟﯽ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﮐﺪﻭﻡ ﺭﻗﺺ ﺭﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﻫﻤﻪ


ﺟﻮﺍﺏ ﺑﺪﻥ ﻟﻄﻔﺎ ....


_1ﮐﺮﺩﯼ


_2 ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ




http://s5.picofile.com/file/8134099700/as1_21_.jpg







 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8134099026/as1_9_.jpg

 

آدمايي كه قيط عقل مين سرسون ني فقط صداسونه بلند اكونن و منطق ندارن
به قول او شعرع كه يكميسم يادم ره اگو


نونم چه... نونم چه....      آخرس گو... رسوا شود

 





http://s5.picofile.com/file/8134099918/as1_23_.jpg

 

 

http://s5.picofile.com/file/8134099150/as1_12_.jpg

 

يادي هم كنيم از امواتمون


شادي روحسون صلوات

 


برچسب‌ها: طنز بختياري2
[ دوشنبه بیستم مرداد 1393 ] [ 17:8 ] [ یاسر بختیاری ]

 

 

دانلود آهنگ زیبا و شنیدنی کوروش اسدپور با نام سی دیدن جمالت

تنظیم: حمید توفیقی | تهیه شده در شبکه استانی چهارمحال و بختیاری

 

 

کوروش اسدپور - سی دیدن جمالت

 

 

 دانلود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺍﺭﺍﺩﺕ ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﻬﺎ ﺑﻪ ﻣﺎﻩ ﺭﻣﻀﺎﻥ :

.

.

.

.

.

.

- ﺍﻭﻩ 2! ﻣﺎﻩ ﺩﻳﮕﻪ ﻣﺎﻩ ﺭﻣﻀﻮﻧﻪ

- ﺑﺪﺑﺨﺘﻲ ! ﺍﺯ ﻳﻪ ﻣﺎﻩ ﺩﻳﮕﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺭﻭﺯﻩ ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ !

-ﻻﻣﺼﺐ ﺗﺎﺯﻩ 2 ﺭﻭﺯ ﺷﺪﻩ !

-ﺍﻳﻦ 4ﺭﻭﺯ ﺁﺧﺮﺵ ﻧﻤﻴﮕﺬﺭﻩ ﻳﻪ ﺩﻓﻌﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺷﻴﻢ !

-ﻋﺠﺐ ﻣﺎﻩ ﺧﻮﺑﻲ ﺑﻮﺩ،ﺣﻴﻒ ﻛﻪ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪ

 

 

 

 

 

 

 

 

هر كي بين خوم و خوت 

ناده دو تا برد....

زه شمي تا دم صحو

دلس بيا درد.....

 

 

 

 

 

 

چشمه برم لردگان

 

 

 

 

 

 

اين هم يك عكس از ( آه بهمن )جاودانه باد ياد و خاطراتش روحش شاد باد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هنديونه انگيري كي تاحلا دي؟

 

 

 

 

 

 

 

/آهای گل

وی شیرم دوما ره شکاره هی گل آهای گل وی یو شکاره تازه سه اهای گل

وی داسو دودوش نون بپزید هی گل اهای گل ووی یو شکاره تازه سه اهای گل

ووی ایی خطانه کی نوشته هی گل اهای گل ووی شیروم دوما خط نویس اهای گل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یا خدا نیسی یا تـــــــــــو خـــدا وابیدیه

که وَ دلُـــــم از هر طرف غـــــــم دادیه

پس پَنَه وَ مو نکو او چی که مِن دل داری

ای دی کُجِی که مونه ساعت بدی زاییدیه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بوو امین چند بار سر نماز بلند اگو : الله اکبــــــــــر .. اله اکبــــــــــــــــــــر

امین اگو : بوو چته؟ در بوندیم؟ کتری چوش اویده.. ؟ در یخچال وازه..؟ 

کولر خاموشت کنیم..؟

بووس نمازنه قط اکنه اگو آلبرده به عادوم نبرده کاش نداشتمت اگوم کانال عوض مکن داروم اخباره گوش ادوم ..

 

 

 

 

 

 

آبشار آتشگاه لردگان-نماد سرسبزی بختیاری

 

 

 

 

 

 

 

 

نی خومت چینا به مو برد ای ونی 

غر و لند و حرف پر درد ای زنی

نی درا سی مو دیه هرسی ز تیت 

سیل او تیهات به مو سرد منی

تیگته کِر کردیه به مو سیچه

هی به فرگت سی مو تمدار ای تنی

 

 

 

 

 

آخرش مونه ایبرن ری سرُ دَس

ایبویی وَخودبی خودُمثِ هزارآدمِ مَس

اللهُ اکبر تو پشتِ سرُم چی نیکُنه

وقتی مِن گور، خاک، ری سَرَ بَس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ری وُ صحرا ایکنُم آخه یه رو

خهسه آوی دلم ،یار دو رو

دیدی ایی دلُم بازیچه دَس تو بی

دیگ وُ اُمشو وُ صوا سی دو سه رو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بگو که هنی وقتی اسمم ایا

عوض ایبو حال و هوای دلت

بگو آرمونم نیورم به گور

که بازم بیام وبشینم کلت

بگو که عزیزم هنیزه مو سیت

هنیزه ایخوی که بوینی مونه

بگو هیشکی جزمو نورده هنی

دل صاف رنگ خدای تونه

بگو خیلی وقته که دلتنگتم

میر چه ایبو ار که جارم کنی

بگو هرچه ایخوی تو دشمون بده

چه بهتر ا یو که تو خارم کنی

نگو رهدنم برده مهر ا دلت

وفادارین اتیک تو خوندمه

نگو که گمون کردی ردم نیام

خدا شاهده عاشقت موندمه

نگو بی مو سخت ایگرده به تو

دعا ها مو خو بی اثر نیو هن

نگو قصمون آویده جور قیس

دیه عاشقون دربه در نیوهن

نگو تا نیا هرس ا تیا سیات

تو حیفی گریوه سی مو بهتره

نگو و نگو جون گووت دی نگو

که دم تیه مو تون یکی دی بره

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عروسی بید

داماد دید یکی ز حضرات منگس چوره بس گود چته؟

پیاکه گود شوم بم نرسید. داماد ز فیلمبردار تقاضا ویدئو چک کرد

.ویدئونه چک کردنه دیدن به جا یه پــــُرس دو پرس خرده ...هو هم دو لــــُپی

داماد بس گود حونت خراو تو خو دو پرس خردی.

گود پیـــــــــــاز ؛ پیاز زززززززز که نداشت منستی هیچی نخردوم بدهونوم توم نداد.

 

 

 

 

 

 

 

 

خُورررررر   پوووووف

 

دنده 2 : خوووووور پوووووف

 

سينه كشي: خوووووووووووووووور پووووپوووپوووف

 

سرازيري : پووووووووووف

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عمري بلنده ز جونت صداي ايل

 

اي مندگار تر از هر پياي ايل

 

فرياد كن غم ايلم بخون بخون

 

بازم ز بختِ به شَو مبتلاي ايل....

 

قابل توجه بختیاری های عزیزبخوانیدواطلاع رسانی کنید؛

 

رمان "کوگ تاراز" اثر زینت حسنی درباره بهمن علاءالدین منتشر شد!!!

 

رمان «کوگ تاراز»، یک روایت فانتزی از ساعات پایانی عمر هنرمند محبوب قوم بختیاری است و در قالب گفتگوی دو نفره بین دو شخصیت به نام های «بهمن علاءالدین» (نماد زندگی خصوصی هنرمند موضوع داستان) و «مسعود بختیاری» (نماد زندگی هنری هنرمند موضوع داستان) شکل گرفته؛ بهمن کالبد این هنرمند است که رو به جهان دیگر می رود ولی مسعود، جاودانه و محکم عزم ماندن و زندگی با همتبارانش دارد. 

در این کتاب، از زندگی و دغدغه های شخصی بهمن علاءالدین، ارتباطش با خانواده و دوستانش، همتباران بختیاری اش و تاثیری که بر آنها گذاشته و جایگاهی که در قوم لر داشته سخن به میان می آید اما هیجان انگیز ترین بخش کتاب آن جا است که نویسنده سعی کرده پرده از عشق بهمن علاءالدین بردارد و با کنکاش کردن در زندگی، اشعار و صدای علاءالدین، پاسخی را که یافته است، به مخاطبانش ارائه می کند. 

«کوگ تاراز» اثر "زینت حسنی" نویسنده ی اهل فومن استان گیلان، توسط نشر "رخ مهتاب راتا" در ۲۸۸ صفحه به همراه ۱۵ عکس، به قیمت پانزده هزار تومان به بازار عرضه شده و در کتابفروشی هایسراسر کشور توزیع شده است. علاقمندان همچنین می توانند جهت ارتباط با ناشر این کتاب، با شماره تلفن 09127225950 -۰۲۱۶۶۴۷۹۸۴۵ تماس حاصل نمایند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به لره میگن: سيچه روزه نیگری؟

اگو: بووم، اِشکم گُسنه خین نا حق ایونه. دلت اخو سی کُمامون همدونه بکشیم؟

 

 

 

 

 

 

 

 

هر وقت فکر کردین یکی عوضیه ،به حستون اعتماد کنین کم کم معلوم ایبو سیتون چقد عوضیه..

دیدمه که اگوم

 

 

 

 

یه بار منه یه مسابقه صداوسیما سئوال پرسیدن ﮐﺪﺍﻡ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻮﺁﺗﯿﺶ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺶ ﻭﻟﯽ ﺑﺎﺯ ﺯﻧﺪﻩ 

ﻣﻮﻧﺪ؟؟؟

دام پرسید اسمس چه بید اخوم منه مسابقه شرکت کنم  مو هم گودم ﭼﻪ ﺩﻭﻧﻢ !!!

ﺣﻀﺮﺕ ﻧﺴﻮﺯ

خللاصه جا تیر نون پزی که زیدومه هنی دیاره

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بشدت معتقدم كه ٩٠٪ آدمايي كه خدانه قوول دارن

خدا قوولسون نداره اصلا

 

 

 

 

 

 

 

 

اوسو که بیدوم عنبر نی نهادوم بو 

 

سبیلا شرت و بلند وستن به جو دو 

 

هر کی گو ایی مثل کویه بکار اره و معنیس چنه ؟ 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چه خووه به شوو مه بری به مالی 

 

تیر برنـــــــو بخوری سر تیه کالــی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ﻫﺮ ﭺِ ﺩﺍﺭُﻡْ ﻗُﺮْﺑﻮﻧِﺖْ ﻏِﯿﺮَ ﺗِﻔَﻨْﮕُﻢ / ﻭَﺭْﺩﺍﺭُﻡْ ﭼَﺮْﺑِﺶْ ﮐِﻨُﻢْ ﺳﻰ ﺭﻭﺯِ ﺗَﻨْﮕُﻢ .

ﻫَﻢَ ﭼﯿﻢْ ﻭَ ﻗُﺮْﺑﻮﻧِﺖْ ﻏِﯿْﺮَ ﺱِ ﺗﯿﺮُﻡ / ﺳَﺮِ ﺷﻮﻡْ ﺑﻮﺱْﺗﻰ ﮐِﻨُﻢْ ﺻُﺤْﺒِﺶْ ﺑِﻤﯿﺮُﻡ .

ﺍَﺭْ ﻭﺍﺑﻮ ﺟَﻨْﮓِ ﺑِﺮْﻧُﻮْ، ﺗِﯿْﺖْ ﮐُﺸْﺖَ ﻭﺍﺑﻮﻡْ / ﺩَﻫْﺲْ ﺑِﻦِ ﺳَﺮْ ﺗﯿﯿَﻠُﻢْ ﺗا ﺯِﻧْﺪَ ﻭﺍﺑﻮﻡْ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به يكي اگون ناشتا چی خوری اگو :تیلیت،

اگون ظهر ناهار چی خوری اگو:تیلید

اگون شام چی خوری اگو:تیلیت،

اگون اصلا ولس کن اوقات فراغتته چی کنی اگو ایشینم نون خورد اکنم سي تیلیت

 

 

 

 

 

 

 

غریب وابیدم وغربت تشم زه

فلک تیپا و ای حال خشم زه

بهارم ده،دلم سر تش بریزس

خداهم دم دقه سیم ایگریوس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تش بهسه و جونم غم دیری تو و دونم

ایسوزنه زندیمه اگر زنده بمونم

قربون تو واگرد و بیه ایرهنه نشونم

سیلم کُ که ای باره وه منزل برسونم

سیلم کُ که سیل تیلت جونَ مو اییه

سنگینه اگر درد مو درمونَ مو اییه

درمون همَی درد و بلامی و تونَ ایخوم

مث سایه وه دیندا و نهامی و تونَ ایخوم

بختر وه کر و بو و ککامی و تونَ ایخوم

نیخوم که بگم بهزه خیامی و تونَ ایخوم

 

 

 

 

[ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 ] [ 19:12 ] [ یاسر بختیاری ]

انتخاب با ايسا !!

 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8129448268/3_10_16_.jpg

 

 http://s5.picofile.com/file/8129449326/3_10_34_.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دانلود

 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8129448650/3_10_30_.jpg

 

 

 

غزل جونی ، گلم ، حالت چطوره ؟ گلم، حـال تیی کالت چطوره؟

خشی، خوبی، گل مینا بنــوشم ؟ یل بالا بلَی بــــاوینه پوشم

ولات و ایل و مالِت در چه حـالن جوونل دیبلالِت در چه حالن ؟

بگ بینم بهـــــار ابیده صحرا سرو ایگو هنی هم خاله زهرا ؟

هنـــی ساز و نغاره و داوتی هه من آبـــادی فقیر پاپتی هه؟

هنی هم خهک و خل من مال هسی بگ او سـی کلک امسال هسی؟

هنی هم سند موری رسمه یـا ،نه شلی شیری م دوری رسمه یا ، نه؟

غلــــوممه چطوره تیزه بیلش هنی تیــغ ایزنه بی زر سبیلش؟

کسی حال کسی ن ایپرسه یـا نه ریاست خانقلی خان قرصه یا نه؟

یه نامه ی دادی و کـردی خرابم وری تاوه ی تیت کـردی کبابم

چه وابیــیه که نامه ت بو غم اییه اول تـا آخرش بـو ماتم اییه

گمون کردم کـه مهلی رو به رایی کنیزی نیکنی خـوت شامرایی

دلم نیخو کـــه دلتنگ مو وابی کلــو وابی و همرنگ مو وابی

یه دف ایگی که لهری بـو نیاره کمش خالیه شــوم شو نیاره

یه روز ایگی که من باغـم بلی نی یه شو ایگی که من پیلم تلی نی

پسین ایگی که تش چالی مو کوره صباش ایگی که زن حالوت بوره

یه روز ایگی که حوض هونه خشکه یه دف ایگی تویزه م چال مشکه

یه گی ایگی که پازن تیر خرده تیی میمینه هف من فیر خـرده

تو فکر حال و پال سال خــوت بو وه فکر کهره ی کرچال خـوت بو

مگُ جونــــم سرو من مال نیسی علف ســی کهره کرچال نیسی

فرما ،گــانُ، گرگش لاتنـــایه کمــر نوبنـــد کفتار اشکنایه

تو ایگی ، دُز، ولاتـــه داده دم باد توهم مث مو دروکن،داد بی داد!

یکی نیسی بگــــو مه تو پلیسی کو حالو مه تو "چن "سر ره دریسی؟

تو فکر حال و پال سال خــوت بو وه فکر کهره ی کرچال خـوت بو

تش و تنگــــی اگر کوره جهنم اگر سگ بی رووه جوره وه جهنم

جهنــــم، ار یه دار سوز نیسی درک، ار ماهیی من حوض نیسـی

درک، ار بزگــری وابی وه پازن شل و کـــور و کلو، وابی نهازن

مو دلتنگ تونم ؛یعنی تـونَ ایخوم بیو پلتــــه بپیچن دور نی خم

وری ملکیت اگر تنگه، لچش کــن زمهسونِ، وه شلغم دلته خش کــن

بوین دنیا چقر خــــوب و قشنگه همی جا خندیه، شهر فرنگه

***

تو هوشابنگ حال احوال خــوت بو وه فکر شلغم امسال خـــــوت بو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دلم ائ خو یه غزل وت بنویسم سِی کهُ

جا قلم، خوم وه سر ائ بلگ بدیسم سِی کهُ

او قدر خَرس بریزم بئ هر بیت غزل

که وه طهر گل اؤ دیده بخسیم سی که

مو مریض تیَل کال تنم، وا ویلا!

ده بیؤ تا مو وه ائ درد وریسم سی که

مزمت داره که ارزو وه دلم بو و برم

مزمت داره نبینمت و بپیسم سی که

دس تو طووم عسل داره بنش مئن دَ سم

تا وه یاد تو چلیکلمه بلیسم سی که..

غزلم داره تموم ائ بو و گپ پر دلمه

وه همی خَرس پتی، تر یَ جلیسم سی که

 

 

 

 

 

 

 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8129448334/3_10_20_.jpg

 

 

 

 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8129448468/3_10_23_.jpg

 

چه خشه تو بگروم اما نميرم تا بيي بالي سرم دارته بوينم

 

 

 

 

 

 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8129448118/3_10_3_.jpg

 

 

پسِ خاکریز دل غم جا گِرُته

بچه ی دل بونه ی لالا گرته

 

للا لا لا، للا لا لا للایی

دلم تنگه دلم تنگه خدایی

 

سر کُنجِ تیم غم چینه کرده

یه دنیا دل هوی بابینه کرده

 

وطر روغن که سُتِه ولایه بسه

یه داغی سر دلم خین مایه بسه

 

 

 

 

 

با ريتم دامبلي دامبو بخونين.

 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8129448292/3_10_19_.jpg

 

گُل ناز مرمرشکی دیر اومدی دلمه برشتی

سیم یواش بُی دست خط زشت نامه نوشتی

گل نازه تیه کاله قد بلند ابرو کمونوم

خوته بُی اوو بی وفایی سیم سرشتی

 

 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8129448492/3_10_24_.jpg

 

 

 

 

 

 http://s5.picofile.com/file/8129448192/3_10_8_.jpg

 

 

مو سفر کردیه مالُم کسی وَم نیکنه یادی

هیشکه نیگه سیچه سی،بی وفایی دل دادی؟

مو که سر شکسته رفتُم وَ تو وُ مــــال تو مو

پُی رقیبُم سی عــــنق دله مو وایــســــــادی

 

 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8129449292/3_10_32_.jpg

 

شامپو تخم مرغي صادره به كشور پرتغال

 

اَلصَنَم فتو شاپ ني به همي دسته صندلي قسم


برچسب‌ها: طنز ياسوجي1
[ پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 ] [ 15:15 ] [ یاسر بختیاری ]

 

 

 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8128888034/2_10_18_.jpg

 

 

http://s5.picofile.com/file/8128887992/2_10_17_.jpg

 

 

دو کلام بلال بگو سی دل تنگُمــــ....

 

http://s5.picofile.com/file/8117688542/%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87.png


ادامه مطلب
[ یکشنبه پانزدهم تیر 1393 ] [ 0:56 ] [ یاسر بختیاری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بی تو مال کنون غم، وا تو چی باهارم
ایل به بار، مال به گدار، بیو وادیارم
غم اوید، پاییز هم اوید، ای خدا دل دردمنده
دل مو، چی یه چاله سرد، ای خدا من وارگه منده



✗✔★✗✔★✗✔★✗✔★

بختیاری ...با دو تا ( آ ا ) آشناست .
گرچه یک شکلند معناشان دو تاست .
آ شدن در بختیاری ساده نیست .
هر گرفتار خودی آزاده نیست .
جون بزرگان مدتی پنهان شدند .
عده ای روی تعارف خان شدند .
خان اصلی بی هیاهو مانده است .
جای شیر بیشه آهو مانده است .
آ شدن در اصل انسان بودن است .
افتخاری نو به ایل افزودن است .
عده ای با پول غوغا کرده اند .
نوکر دیروز را آ کرده اند .
آی اول را خوانین داده اند .
آی دوم را به ماشین داده اند .
اولی بوی اصالت می دهد .
دومی تنها کسالت می دهد .
جای آ جعفرقلی و آ رزی
مانده مشتی آ و خان کاغذی .
هر که ثروت بافت با غارت گری .
می کند بالای مجلس سروری .
در مجالس آ صدایش می کنند .
چاپلوسان کدخدایش می کنند .
مطربان در محفلش دف می زنند .
احمقان با عطسه اش کف می زنند .
سیکل را ناخوانده دکتر می شوند .
صاحب صدها تراکتور می شوند .
پیش رویش گر تعارف می کنند .
پشت سر بر ریش او تف می کنند .
با دروغ خود بزرگش می کنند .
میش شل بوده است گرگش می کنند .
دیگرا ، اسب و برنو بی بهاست .
دوره ی آ لنکروز و آ زراست .
آ شدن در اصل انسان بودن است .
افتخاری نو به ایل افزودن است .
چون تکبر دشمن جان همه است .
هر که مردم دار شد خان همه است .




✗✔★✗✔★✗✔★✗✔★

دوبیتی
دلم چی آسمونا پر غُواره
وِ جا بارون تَش از اورا اِباره
سُوار باد ایا وا گَرتِ لیله
لو اَو هُشک و صحرا خین و خاره

دل از دین تو کندم غم نهامه
سر وار تو مندم غم نهامه
ندارم طاقت دیریته ای گل
مو تا عهد نبندم غم نهامه

وری دل بار و بندیلا نبهسن
دلامون چی دل عاشق شکهسن
ز دست ای زمونه کُه گرهدم
ولا دی جا نمنده سی نشهسن

نه چی اوری نه چی بارونی ای دل
نه چی منگشت و نه کارونی ای دل
نهادم زیر پا دنیانه دیندات
تو چی گنج کُه قارونی ای دل

اشعار بختیاری وحید کیانی


✗✔★✗✔★✗✔★✗✔★

داد و بيـدادم سي ايــلم تكـــسواري ني ديه

شـو گرهـمون اي خــدا افتـو دراري ني ديه

اي زمستون نيروه ، دي برف و سرما كشتمون

لاله و باويـنه و فــصل بـــهاري ني ديه

دشمـنون بخــتيـاري پا گــرهدن هم ز نــو

اسب و زين و برنو و شال و قطاري ني ديه

بنگ ام يك ، بنگ برنو، نيوريسته دي ز كه

بردشيــري به ســر سيــنه مـزاري ني ديه

اسب منده بي سـوار و شيرعليــمردونه نيد

اوكري كه شـاه ز ترسـس بو فراري ني ديه

نـادر افــشار رو فـكري بكن سي قنــدهار

ايــل آماده به جنـــگ قنــــدهاري ني ديه

ايلمون منده به جا ، بهمن ز نو سيمون بخون

ميـنه سيـنه شـوق كوچ و گردواري ني ديه

حالو زال وا سر مزن كس گوشوحرفت نيكنه

فـاده اي ز اي همه فـرياد و زاري ني ديه

حالو زال و بهمن ومو حرفمون بي فايده ي

تا كه چــوقا به ور پـيا بختـياري ني ديه

اي خدا ايـبو اخيرس بخــتياري بو يه ايـل

تا بيا روزي كه بينم هفت و چاري ني ديه

دشمـنون شـوخي به مال شيرپيايل زيدنه

داد و بيــدادم سي ايـلم تكــسواري ني ديه


شعر ازقاسم سلیمانی


✗✔★✗✔★✗✔★✗✔★


چی کموتر منه قفس هی ازنم پیت
دلم که تنگ ابو پیام ادم سیت

******

دردمه به کی بگم درد آشنا نی
سی دل پر درد مو اگون دوا نی
دردمه به که بگم طاقت نیاره
ار بگم به آسمون ترسم بواره
تا خیالت گل کنه به دشت جونم
غم دیریت تش انه به استخونم

******

چک خل صورت پهن هیکل به قاده
پوشیده چوقا دبیت ره سر وارگه

******

مو ز داغ بی کسیم به شهر غربت
اشینم پیام ادم با آه و حسرت

******

نشینی کباب خوری ز گوشت تیشتر
خوت دونی خیلی خومت ز همه بیشتر

******

چی پازن کوه دنا پا به فرارم
تیر برنو خردم سیت بیقرارم
تیر برنو خردمه جاس ازنه سوز
نترم ترکت کنم غمخوار دلسوز

******

دل اوگو سیس بفرست پیام کوتا
بنویس تا تو نیای دل نیگره جا
نوشتم وا حین دل سی تو پیامی
چی بخوای و چه نخوای نور تیامی

******

خدایا تا به کی وا دی بسازم
وا با ساز چپ دنیا بوازم
خدایا دردمه وا کی بنالم
که تیر بی کسی خرده به بالم

******

اشنیدم ز گپ گپون داری نشونه
عزیز دل مونی،خان ای حونه

******

ار به شمشیر جومونگ حینم بریزی
مو ز تو دل نیکنم چون سیم عزیزی

******

روزگار چی مشک دو آر و برم کرد
دوم زید کره جونم گرهد او به سرم کرد

******

دیدمت کو هفترون برنو به دستت
نه شخصی،نه دولتی نیده شکستت

******

دو چشم بی قرارم بی قرارت
دلم فرش ره ایل و تبارت
ندارم سی تو سوغاتی بیارم
همی شعر لری کردم نثارت

******

پرزگونه خراو کنم،تش نم به دهزرگر
وا تمام چار و هفت سیت اکنم جنگ
آستاره ز آسمون یارم منه چنگ
سی دل و سی خاطرت ای خان چارلنگ

******

زین طلا،اسب کهر،شلاق ماری
سلام و عرض ادب خان بختیاری

******

کهنه سوار زاگرسم به گرد من نمی رسد هیچ سوار کهنه ای

******

چی پنج تیر عثمانی هر دم کنی بنگ
جیرم زره زره دلم کنی تنگ

******

مو اویم ز بلمیر دارم یه اخبار
اسبته زینس بکن تا ریم سی شیمبار

******

هر دمی هر ساعتی سیت بی قرارم
کی ایای سر بم زنی طاقت ندارم
نه موبایلت خط اده نه ازنی زنگ
پیامک ردکن بیا کم بدرار دنگ

******

قربون تیپت برم چوقا کیارسیت
چوبازون ذلیل کنم روز عروسیت

******

مو دلم هر روز پسین گره خیالت
اترسم ترکم کنی میرم ز داغت

******

چند وقته نیدمت وابیمه دلتنگ
سلام و عرض اذب ای خان چارلنگ

******

خرده تیر کلاش حین وسته جاری
بی وفا پیام بده مر شارژ نداری

******

مال کنون اوی رسی دلم ابو تنگ
دیدنت واجب تره تا بت زنم زنگ

امکانات وب

IranSkin go Up

statistics